تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
به رحمت خويش [
b
115 ] بپوش . « 1 » نشانى درستى استغفار آن بود كه مردى را در ميان جمع محتشمان برهنه كنند ، « 2 » اين مرد هرآينه شرم دارد و به نياز پوشش خواهد . اگر به وقت استغفار بنده هم‌چندان شرم دارد در دل خويش « 3 » از خداوند خود كه آن مرد از آن محتشمان و هم چندان نياز وقت استغفار در دل خود يابد كه آن مرد [ به ] وقت جامه طلبيدن ، دليل آمرزش « 4 » و درستى استغفار « 5 » بود و اگر به زبان « استغفر اللّه » گويد « 6 » و مرو را از شرم برهنگى خبر نى و از نياز پوشش خواستن خبر نى . پديد آيد « 7 » كه اين گوينده از « 8 » مستى غفلت سخن مىگويد و سخن مستان را قدرى نبود . و رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرمود « 9 » كه هركه را مولى عزّ و جلّ « 10 » توفيق دعا داد ، اجابت « 11 » بازندارد . مثال درستى نياز در « 12 » دعا چنان بود كه اگر « 13 » درويشى « 14 » كه ورا دست و پاى نبود و هيچ كس مرو را تيماردار نبود و از دنيايى هيچ چيز ورا نبود ، اين‌چنين درويش را پيش سلطان مهربان درآرند ، درويش حال خود را سخت به زارى حكايت كند و به نياز « 15 » از سلطان چيزى خواهد ، بدان امّيد « 16 » كه اين سلطان مرا چندان « 17 » چيزى دهد كه همه كار من خوب شود [
a
116 ] و اگر در خواستن اين بار تقصير كنم نبايد كه ديگر درين مجلس راه نيابم و همه عمر ضايع و بىبرگ مانم . « 18 » اگر « 19 » دعاكننده به وقت دعا هم چندان زارى و نياز دارد كه درويش وقت چيزى خواستن ، « 20 » اين دليل درستى نياز « 21 »
هامش
( 1 ) . بپوشان . ( 2 ) . به جاى « برهنه كنند » ، جامه‌ها به يك بار از وى بركشند . ( 3 ) . + كه آن‌كس كه در ميان جمع محتشمان برهنه شود هم چندان نياز پوشش خواستن بيابد در دل خود ، اين كس آمرزش يابد . ( عبارت مذكور به جاى « از خداوند خود . . . جامه طلبيدن » آمده است ) . ( 4 ) . « آمرزش و » ندارد . ( 5 ) . + اين . ( 6 ) . مىگويد . ( 7 ) . آمد . ( 8 ) . در . ( 9 ) . گفت . ( 10 ) . تعالى . ( 11 ) . + دعاى از وى . ( 12 ) . « در » ندارد . ( 13 ) . + كسى را . ( 14 ) . + بود . ( 15 ) . + و زارى . ( 16 ) . چه داند . ( 17 ) . « چندان » ندارد . ( 18 ) . به جاى « اگر در خواستن . . . بىبرگ مانم » ، اگر تقصير كنم به خواستن و چيزى نخواهم ، شايد كه بيش بدين مجلس راه نيابم و همه عمر بىبرگ مانم . ( 19 ) . + اين . ( 20 ) . به جاى « زارى . . . خواستن » ، به زارى حاجت خويش مىخواهد كه آن درويش مىخواهد . ( 21 ) . + دعا .