فرموده : « 1 » « انّ ابن آدم يقول : مالى مالى ، و ليس لك من مالك الّا ما أكلت فافنيت ، أو لبست فابليت ، أو تصدّقت فأمضيت » . پارسى اين « 2 » خبر چنين بود كه : مىگويد فرزند آدم خواستهء من ، « 3 » خواستهء من ؛ چيست « 4 » مر ترا از خواستهء « 5 » تو ؟ جز آنكه [
a
109 ] خوردى « 6 » و سپرى كردى يا پوشيدى و كهنه كردى يا از خويش جدا كردى و به درويش دا [ د ] ى . معنى آن است - و اللّه اعلم - كه بنده آنچه در دست ويست همه آن خداوند است - عزّ و جلّ - كه گفتهاند : « العبد و ما فى يده لمولاه » . و آنچه در دست بنده بود نداند كه هرآينه روزى وى بوده است « 7 » يا نى ، « 8 » آنگه پديد آيد كه بخورد و بپوشيد « 9 » و صدقه داد . « 10 » چون بنده پيش از آنكه پديد آيد كه روزى وى هست يا نى ، مال خويش نام كند و دل به وى « 11 » بندد . اگر حكم مولى عزّ و جلّ « 12 » آن « 13 » رفته باشد كه كسى بستاند از وى « 14 » و يا هلاك شود ، مر بنده را دشوار شود صبر كردن و رضا دادن كه هرچند به عقد توحيد مقرّ است كه همه آن مولاى است - عزّ و جلّ - « 15 » و تصرّف در آن خويش مىكند و ليكن چون دلش بسته گشته « 16 » باشد به مال به باطن ، « 17 » چنان با خصومت بود كه گويى مولى عزّ و جلّ آن « 18 » وى هلاك كرده است « 19 » يا آن وى ديگرى را داده است . « 20 » چه هر وقتى كه بنده را در دل به چيزى جز مولى عزّ و جلّ « 21 » بسته شود آن عقوبت بود و چون از آن چيز جدا شود دلش خسته شود و مولى عزّ و جلّ « 22 » در قرآن [
b
109 ] بيان كرد « 23 » كه آغاز توكّل دل گسستن است از اسباب ، چه تا دل از اسباب گسسته نشود و به باطن گسسته نشود « 24 » به حقيقت به مولى عزّ و جلّ پيوسته نشود ، چنانكه مىفرمايد : « 25 »
« وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَ تَبَتَّلْ إِلَيْهِ
هامش
( 1 ) . + الى متى بقول + ابن آدم .
( 2 ) . عليه السّلام .
( 3 ) . درPعبارت « كار بنده را مولى تعالى به وقت حاجت . . . خواستهء من » هم در متن و هم در حاشيه ( گb26 ) آمده است .
( 4 ) . نيست .
( 5 ) . + مال .
( 6 ) . خورى .
( 7 ) . وى هست .
( 8 ) . نه + چه آنكه در دست وى بوده است روزى وى بوده است .
( 9 ) . يا بپوشد .
( 10 ) . دهد .
( 11 ) . به وى دل .
( 12 ) . تعالى .
( 13 ) . چنان .
( 14 ) . از وى بستاند .
( 15 ) . خداوند است تعالى .
( 16 ) . شده .
( 17 ) . مال باطل .
( 18 ) . از .
( 19 ) . كردستى .
( 20 ) . به ديگرى دادستى .
( 21 ) . تعالى .
( 22 ) . تعالى .
( 23 ) . كرده است .
( 24 ) . « و به باطن گسسته نشود » ندارد .
( 25 ) . + قوله تعالى تقدّس و تعظّم .