تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
تو نيز جز مرا مپرست . و همچنان‌كه آنچه از روزى « 1 » قسمت تو كرده‌ام كسى را اندر آن شريك تو نكرده‌ام تو نيز اندر خدمتى كه مرا « 2 » مىكنى شريك اندر ميار يعنى « 3 » به ريا مكن و همچنان‌كه طاعت فردايينه امروز از تو نخواستم تو نيز از بهر روزى فردا با من « 4 » خصومت مكن . و از روى عقل نيز نكوهيده است چه هر وقتى كه بنده روزى امروزينه يافته باشد و غم روزى فردايينه خورد « 5 » عيش وى برود كه « 6 » چون فردا شود غم [
b
105 ] فرداى ديگر خورد ، چون ماهى « 7 » يافته باشد غم ماه ديگر خورد ، عمرش بىمزه گردد . و ابو الفتح بستى اندرين معنى دو بيت گفته است : « 8 »
يا آمرى باقتناء المال مجتهدا * كيما أعيش بمالى فى غد رغدا هب لى بجدّى قد حصّلت رزق غد * فمن ضمينى « 9 » به تحصيل الحياة غدا گويند مرا جهد كن و خواسته بردار « 10 » * تا دل شودت شاد و ز غم گردى فردا « 11 » گيرم كه من [ اين ] خواسته را بردارم « 12 » * بسيارى عمرم كه پذيرد فردا ؟ « 13 »
غم روزى فردا خوردن عقوبت فراموشى مرگ است ، و امل دراز كردن به دنيا فراموش كردن فرداى « 14 » قيامت . چه خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - « 15 » گفته « 16 » كه در هر دل « 17 » كه غم سزا نيست از غم خوردن « 18 » ناسزاش چاره نيست كه اگر عقلش « 19 » قوّت داردى ، غم مرگ امشبينه خوردى نه غم روزى فردايينه ، چه خفتن همچو مردن است . دليل برين آنكه لقمان « 20 » مر پسر خويش « 21 » را چنين گفته است : اگر بتوانى كه نخسبى بتوانى كه نميرى و چون خفتى اگر بتوانى كه بيدار نشوى بتوانى كه چون بميرى زنده نشوى ، و « 22 » چون مرد خفت چنان استى كه مرد . [
a
106 ] دليل برين آنكه در دعاى بامدادان آنگه كه « 23 » برخاستى ، چنين مىبايد گفتن كه « الحمد للّه الذى احيانى بعد ما اماتنى
هامش
( 1 ) . + كه . ( 2 ) . به جاى « مرا » ، از براى من . ( 3 ) . + خدمت ما را . ( 4 ) . ما . ( 5 ) . + مزهء . ( 6 ) . چه . ( 7 ) . اين ماهه . ( 8 ) . به تازى . ( 9 ) .T: زمينى . ( 10 ) . گرد آر ، درPمصرعها مسلسل نوشته شده است . ( 11 ) . تا دل شودت شاد از غم گردى . ( 12 ) . گيرم كه من اين خواسته گرد آرم . ( 13 ) . بسيار عمرم كه پذيرد ز من امروز به فردا [ كذا ] . ( 14 ) . « فرداى » ندارد . ( 15 ) . تعالى . ( 16 ) . + است . ( 17 ) . دلى . ( 18 ) . « خوردن » ندارد . ( 19 ) . عقل او . ( 20 ) . + حكيم رحمه اللّه تعالى . ( 21 ) . خود . ( 22 ) . پس . ( 23 ) . بامداد اينكه .