تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
را خويشتن‌دارى ده و بسندگى عيش ، و هركه مرا - كه رسول توام - « 1 » دشمن مىدارد مرو را مال بسيار ده « 2 » و فرزندان بسيار . « 3 » تفسير « خويشتن‌دارى » و « بسندگى » آن بود كه « 4 » خويشتن « 5 » را به مولى عزّ و جلّ « 6 » سپارى تا وى ترا از خوارى نگاه دارد ، چه هركه « 7 » را قصد خويشتن‌دارى افتد « 8 » و پندارد كه من خويشتن‌دارى توانم كرد ، « 9 » نتواند كرد و رسوا شود . [
a
104 ] و تفسير « بسندگى » « 10 » آن بود كه بنده را حالى هيچ نبود و در دل غم هيچ نبود و به وقت بايست هيچ كم نبود . آورده‌اند كه رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - دعا كرد : « 11 » « اللّهمّ اجعل رزق آل محمّد كفافا » . گفت « 12 » اى بار خداى ! روزى تبار محمّد بسندگى ده يعنى روز به روز . و تفسير « آل محمّد » هم مر رسول را - صلى اللّه عليه و سلّم - پرسيدند كه « من آلك ؟ قال : كلّ مؤمن تقىّ فهو آلي . و فى رواية : كلّ برّ تقىّ ، فهو آلي » . پرسيدند كه تبار تو كيست ؟ گفت : هر نيك‌مرد است و پرهيزگار . و به روايت ديگر : « 13 » هركه مؤمن است و پرهيزگار . « 14 » و همه خردمندان اتفاق كرده‌اند كه از روزيها هيچ خوش‌تر از آن نيست كه روز به روز رسد كه بنده را غم « كجا نهم » و غم بيم دزد و « 15 » سلطان نبود . و ليكن اين سخن در حقّ كسى بود كه دل وى « 16 » توانگر بود يعنى ورا « 17 » بر « 18 » وعدهء مولى عزّ و جلّ « 19 » اعتماد بود كه « 20 » آن‌كس كه ورا دلش « 21 » درويش بود چه آمادگى فردا انديشد ؟ « 22 » از يافتهء امروز « 23 » هيچ مزه نيابد . و اين عقوبت خداوند است . دليل بر آن اينست « 24 » كه يكى ازين درويش دلان « 25 » گفته است :
هامش
( 1 ) . « كه رسول توام » ندارد . ( 2 ) . « ده » ندارد . ( 3 ) . + ده + يعنى . ( 4 ) . بسندگى عيش چگونه بود ؟ گفت : ( 5 ) . + دارى . ( 6 ) . تعالى . ( 7 ) . + وى . ( 8 ) . بود + و خود را به مولى تعالى نسپارد . ( 9 ) . كردن . ( 10 ) . + عيش . ( 11 ) . + و گفت . ( 12 ) . + و گفت . ( 13 ) . « هر نيك مرد است و پرهيزگار و به روايت ديگر » ندارد . ( 14 ) . + او تبار من است . ( 15 ) . + بيم . ( 16 ) . دلش . ( 17 ) . وى را . ( 18 ) . به . ( 19 ) . تعالى . ( 20 ) . چه . ( 21 ) . دل وى . ( 22 ) . به آمادگى فردا درمانده بود و . ( 23 ) . امروزينه . ( 24 ) . « اينست » ندارد . ( 25 ) . + چنين .