تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
عياله ، و تعطّفا على جاره ، جاء يوم القيامة وجهه كالقمر ليلة البدر » . گفت : هركه دنيا طلب كند از حلال از بهر آن تا وى را بخواست « 1 » حاجت نيايد و بر اهل خويشتن « 2 » نفقه كند و با « 3 » همسايه مهربانى كند ، روز قيامت بيايد روى وى همچنان بود كه چون ماه شب چهارده . و نيز آورده‌اند كه روزى جوانى شگرف « 4 » از پيش رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - بگذشت . ياران گفتند : « 5 » شگرف « 6 » جوانى است ، اگر به غزو مشغول استى ! و رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - چنين گفت : اگر اين جوان به دم كسب « 7 » مىرود تا بر پدر و مادر « 8 » ضعيف گشته « 9 » نفقه كند ، وى به غزو مشغول است و اگر از بهر آن مىرود تا كسب كند و بر عيال خويش نفقه كند ، هم به غزو مشغول است و اگر از بهر آن كسب مىكند تا بر خويشتن نفقه كند و به خواستن نيفتد ، هم به غزو مشغول است و اگر وى « 10 » از بهر آن كسب مىكند تا بيشى و پيشى جويد يا « 11 » به فاسقى به كار برد ، وى به كار ديو مشغول است . و تأويل آنكه بعضى از پارسايان كسب نكرده‌اند ، آن است كه ايشان بر خويشتن [
a
100 ] بترسيده‌اند كه نبايد كه دست به كسب اندر زنيم دل به كسب « 12 » بسته شود ، چه دشوار است دست به كسب اندر زدن و دل « 13 » جدا داشتن ، چه مخاطره بود كه دل به كسب بچفسد . آورده‌اند « 14 » كه روزى سفيان ثورى - رحمة اللّه عليه - مر ورّاقى را پرسيد كه حال تو « 15 » چگونه است ؟ گفت : تا دست راست من با من بود ، هيچ علّتى نبود . ديگر روز برخاست ، دست راست وى خشك شده بود . و خواجه امام بشاغرى - رحمة اللّه عليه - « 16 » گفته است كه اهل معرفت چنين گفته‌اند كه مر خداىپرست را شايد « 17 » كه وى هيچ كارى « 18 » نداند كه اگر « 19 » كسى بداند خطر بود كه
هامش
( 1 ) . به خواستن . ( 2 ) . خويش . ( 3 ) . بر . ( 4 ) . شگرفى . ( 5 ) . + كه . ( 6 ) . شگرفى . ( 7 ) . + حلال . ( 8 ) . مادر و پدر . ( 9 ) . + خود . ( 10 ) . « وى » ندارد . ( 11 ) . تا . ( 12 ) . + و مشغول . ( 13 ) . + از كسب . ( 14 ) . چه + آورده‌اند . ( 15 ) . حالت . ( 16 ) . تعالى . ( 17 ) . خداىپرستى را كسى شايد . ( 18 ) . كسب . ( 19 ) . به جاى « كه اگر » ، چه چون .
ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 155 | عبد الله بن محمد القلانسي النسفي / عارف نوشاهى