و به فضولى و فاسقى نرسد .
و خواجه شقيق « 1 » در تأويل اين آيت كه « 2 »
« وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ ، لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ »
[ الشّورى / 27 ] . چنين گفته است « 3 » كه اگر مولى عزّ و جلّ « 4 » همگان « 5 » را روزى بىرنج كسب « 6 » رسانيدى به فتنهها افتادندى كه رنج كسب بسيار كس را سبب سلامت است . و آنكه به خبر آمده است : « 7 » « إنّ اللّه يبغض الشباب الفارغ » . خداى « 8 » تعالى دشمن دارد جوان فارغ را .
معنى همين است « 9 » كه چون به كار دين مشغول نباشد و كسب « 10 » نكند تنش فضول شو [ د ] . « 11 »
و خواجه حكيم - رحمه اللّه - چنين گفته است : « انّ الشّباب و الفراغ « 12 » و الجدة مفسدة الدّين » . « 13 »
جوانى و بيكارى و خواسته * ازين سه بود دينها كاسته
و به حكايت شنيدم از پيرى « 14 » كه زبيده خاتون زن هارون الرّشيد - رحمة اللّه عليهما - « 15 » دهى كه ورا اقطاع بود ، « 16 » به ده هزار دينار به قباله داده بود و ملخ بيامد و غلّه « 17 » را بخورد . و خواجگان آن ده همه « 18 » بيامدند و به نظر خواستن . و زبيده بر منظرى نشسته بود و دوك مىرشت . « 19 » يكى را از آن [
b
101 ] پيران « 20 » چشم بر وى افتاد . پرسيد : « 21 » آن كيست كه دوك مىريسد ؟ خبر دادند كه زبيده است . گفتند : بياييد تا بازگرديم و غم زر خوريم كه زن كه دوك « 22 » ريسد ، ما را نظر كى كند . چون زبيده ديد كه بازگشتند ، كسى را بفرستاد كه « 23 » آن مردمان كيانند و به چهكار آمدهاند « 24 » و چرا بازگشتند ؟ آمدند و گفتند « 25 »
هامش
( 1 ) . + رحمة اللّه تعالى .
( 2 ) . + خداى تعالى فرموده است .
( 3 ) . گفتهاند .
( 4 ) . تعالى .
( 5 ) . همهگنان ( - همگنان ) .
( 6 ) . بىرنج كسب روزى .
( 7 ) . آمده است به خبر از رسول صلى اللّه عليه و سلّم كه فرمود .
( 8 ) . يعنى + خداى .
( 9 ) . همين معنى دارد .
( 10 ) . + نيز .
( 11 ) . + و به فضولى مشغول شود چه .
( 12 ) .T: + « و الحمام » .
( 13 ) . + اى مفسده .
( 14 ) . بزرگى .
( 15 ) . « رحمة اللّه عليهما » ندارد .
( 16 ) . مر ديهى را كه ملك او بود .
( 17 ) . + هاى آن ده .
( 18 ) . « همه » ندارد .
( 19 ) . مىريست .
( 20 ) . يكى از پسران را .
( 21 ) . + كه اين .
( 22 ) . + مى .
( 23 ) . + بنگر .
( 24 ) . آمده بودند .
( 25 ) . آنكس آمد و گفت .