امروز خلق « 1 » از شرّ وى امان يابند .
و خواجه ابو اسحاق بشاغرى - رحمة اللّه عليه - چنين گفته است : معاملهء بنده در دنيا با بندگان مولى عزّ و جلّ نشان معاملهء مولايست عزّ و جلّ در قيامت با بنده ، چه رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - فرمود : « 2 » « من لا يرحم لا يرحم » . هركه وى بر بندگان مولى عزّ و جلّ « 3 » نبخشايد در دنيا ، مولى عزّ و جلّ بر وى نبخشايد در عقبى . هركه را بينى كه بر بندگان خداى عزّ و جلّ « 4 » رحم كند « 5 » دليل آن است كه خداى « 6 » عزّ و جلّ [
a
92 ] فرداى قيامت بر وى رحم خواهد كردن و هركه خلق را از شرّ خود « 7 » ايمن كرده است دليل آن است كه مولى عزّ و جلّ فرداى قيامت او را از عذاب خويش ايمن كند . و هركه در دنيا پردهء خلق را ندرد و وى را « 8 » رسوا نكند ، دليل آن است كه مولى عزّ و جلّ پردهء او را نخواهد دريد و او را رسوا نخواهد كرد در روز قيامت . « 9 » و هركه با خلق كارها آسان كند ، « 10 » دليل آن است كه مولى عزّ و جلّ شمار بر وى آسان كند فرداى قيامت . « 11 »
و خواجه امام ابو القاسم خطيب « 12 » - رحمة اللّه عليه - فرموده است : « 13 » اگر تو روز قيامت به سبب مسلمانى سلامت « 14 » چشم مىدارى « 15 » چرا امروز مسلمانان را از شرّ خود سلامت نمىدهى ؟
و تفسير « نعمت » و « محنت » به نزد عامّهء خلق ديگر است و به نزد اهل معرفت ديگر .
عامهء خلق هرچه مر ايشان را خوش آيد و با هواى تن موافق بود ، « 16 » آن را نعمت خوانند .
آن از آن است كه عقل ايشان قوّت ندارد و حالى بينند . و نيكويى و بدى چيزها بر دو نوع است : يكى آن « 17 » كه حالى نيكوست و « 18 » عاقبتش بد است ؛ ديگر آنكه حالى بدست و « 19 »
هامش
( 1 ) . مردمان .
( 2 ) . چنين + فرمود .
( 3 ) . تعالى .
( 4 ) . مولى تعالى .
( 5 ) . + در دنيا .
( 6 ) . مولى تعالى .
( 7 ) . هر كرا بينى كه وى خلق را از شرّ خويش .
( 8 ) . و هر كرا بينى كه وى پردهء خلق را ندراند و خلق را .
( 9 ) . مولى عزّ و جلّ فردا قيامت پردهء وى نخواهد دريد و وى را رسوا نخواهد كردن .
( 10 ) . هرك را بينى با خلق آسان كارى كند .
( 11 ) . دليل آن است كه فردا قيامت مولى عزّ و جلّ شمار با وى آسان خواهد كردن .
( 12 ) . « خطيب » ندارد .
( 13 ) . چنين گفتى .
( 14 ) . اگر تو سلامت خود روز قيامت به سبب مسلمانى .
( 15 ) . + پس .
( 16 ) . آيد .
( 17 ) . + است .
( 18 ) . ليكن .
( 19 ) . ليكن .