[ 17 ] فصل فى النّعمة و المحنة
به اوّل كتاب گفته شده بود كه بنده بايد كه نعمت را از محنت بشناسد تا اگر در حال نعمت بود ، شكر كند و اگر در حال محنت بود ، صبر كند . پس ببايد دانستن كه اصل همه نعمتها مسلمانى است « 1 » كه « 2 » هر نعمتى كه نعمت گردد به وى گردد . زندگانى و خرد و تندرستى اين همه به ظاهر نعمت است « 3 » و لكن تمامى نعمت آنگاه بود كه بنده مسلمان بود و بر مسلمانى بميرد ، چه اگر كسى كافر بود - نعوذ باللّه - يا بر كافرى ميرد ، پديد آيد « 4 » كه زندگانى و خرد و تندرستى « 5 » همه عقوبت بوده « 6 » است او را ، « 7 » چه اگر مولى عزّ و جلّ « 8 » او « 9 » را نيافريده بودى مرو را عقوبت نبودى و اگر بيافريد ، زندگانيش دراز نبودى ، « 10 » عقوبت « 11 » كمتر بودى و اگر باز « 12 » زندگانى دادش و خرد نبودى ، معذور بودى و اگر مال نبودى ، « 13 » عقوبتهاى زيادتى « 14 » نبودى « 15 » كه به سبب مال و حشمت حاصل شود . « 16 » چنانكه « 17 » بنده در مسلمانى بميرد « 18 » هرآينه به بهشت درآيد « 19 » و ليكن درجههاى بهشت به
هامش
( 1 ) . بود .
( 2 ) . چه .
( 3 ) . اند .
( 4 ) . آمد .
( 5 ) . + وى .
( 6 ) . + وى .
( 7 ) . « او را » ندارد .
( 8 ) . تعالى .
( 9 ) . وى .
( 10 ) . زندگانى او كمتر بودى و دراز نبودى .
( 11 ) . عقوبتش .
( 12 ) . « باز » ندارد .
( 13 ) . + ورا .
( 14 ) . زيادتيش .
( 15 ) . « نبودى » ندارد .
( 16 ) . + نبودى .
( 17 ) . چه همچنانكه چون .
( 18 ) . مرد .
( 19 ) . اندر آيد .