تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩

[ 17 ] فصل فى النّعمة و المحنة

به اوّل كتاب گفته شده بود كه بنده بايد كه نعمت را از محنت بشناسد تا اگر در حال نعمت بود ، شكر كند و اگر در حال محنت بود ، صبر كند . پس ببايد دانستن كه اصل همه نعمتها مسلمانى است « 1 » كه « 2 » هر نعمتى كه نعمت گردد به وى گردد . زندگانى و خرد و تندرستى اين همه به ظاهر نعمت است « 3 » و لكن تمامى نعمت آن‌گاه بود كه بنده مسلمان بود و بر مسلمانى بميرد ، چه اگر كسى كافر بود - نعوذ باللّه - يا بر كافرى ميرد ، پديد آيد « 4 » كه زندگانى و خرد و تندرستى « 5 » همه عقوبت بوده « 6 » است او را ، « 7 » چه اگر مولى عزّ و جلّ « 8 » او « 9 » را نيافريده بودى مرو را عقوبت نبودى و اگر بيافريد ، زندگانيش دراز نبودى ، « 10 » عقوبت « 11 » كمتر بودى و اگر باز « 12 » زندگانى دادش و خرد نبودى ، معذور بودى و اگر مال نبودى ، « 13 » عقوبتهاى زيادتى « 14 » نبودى « 15 » كه به سبب مال و حشمت حاصل شود . « 16 » چنان‌كه « 17 » بنده در مسلمانى بميرد « 18 » هرآينه به بهشت درآيد « 19 » و ليكن درجه‌هاى بهشت به
هامش
( 1 ) . بود . ( 2 ) . چه . ( 3 ) . اند . ( 4 ) . آمد . ( 5 ) . + وى . ( 6 ) . + وى . ( 7 ) . « او را » ندارد . ( 8 ) . تعالى . ( 9 ) . وى . ( 10 ) . زندگانى او كمتر بودى و دراز نبودى . ( 11 ) . عقوبتش . ( 12 ) . « باز » ندارد . ( 13 ) . + ورا . ( 14 ) . زيادتيش . ( 15 ) . « نبودى » ندارد . ( 16 ) . + نبودى . ( 17 ) . چه همچنان‌كه چون . ( 18 ) . مرد . ( 19 ) . اندر آيد .