تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
ندرود كه گفته‌اند : - * بيت « 1 »
بسيار كسا « 2 » كه كشت كرد و ندرود * بسيار كسا « 3 » كه كشت ناكرده درود
گفته‌اند كه يكى بكوشد و ننوشد « 4 » و يكى نكوشد و بنوشد . « 5 » دهقان « 6 » پوست سوزد و خربنده خر كشد و قصّاب جامه پرخون « 7 » كند و طبّاخ دست بسوزد « 8 » و لقمه‌اى سازد و در « 9 » دهان دوست خداى عزّ و جلّ نهد « 10 » تا او بخورد و به فراغت و بىرنج خداىپرستى كند . و نيز صورت بندد كه هرچند اين دهقان « 11 » بكارد و زندگانى يابد ، خداى « 12 » عزّ و جلّ وى را از جاى ديگر روزى پديد آرد « 13 » كه او را به سبب ناكشتن هيچ بىبرگى نبود و با اين همه دنيادوستان آن دهقان « 14 » را كه وقت كاشتن كاهلى كرد « 15 » و تخم بخورد ، « 16 » عيب كنند و « 17 » گويند كه اين همه كه تو مىگويى صورت بندد « 18 » و اين نيز باشد كه چون تو بكارى « 19 » و ياران كاشته [
b
93 ] باشند ، غلّهء ايشان نيكو شود « 20 » و ترا « 21 » از جاى ديگر « 22 » پيدا نشود « 23 » و ترا نياز بايد بر « 24 » داشتن از ياران خويش « 25 » و ملامت كنند كه ترا نيز تخم بود و ساز كشاورزى ، « 26 » چرا نكاشتى ؟ تا امروز غلّه مىبرداشتى « 27 » و وى را معذور ندارند . « 28 » همچنين دين‌ورزان كسى را كه در ورزيدن دين كاهلى كند و مزهء كاهلى بردارد و تا وقت كاشتن بگذرد ، نكوهيده دارند « 29 » كه دنيا جاى كشتن است ، چنان‌كه به خبر آمده است : « الدّنيا مزرعة الآخرة » . گفت : دنيا كشتزار آخرت است . كسى كه خردمند است چرا غم
هامش
( 1 ) . شعر . ( 2 ) . كسان . ( 3 ) . كسان . ( 4 ) . بپوشد . ( 5 ) . بپوشد . ( 6 ) . كشاورز . ( 7 ) . خون‌آلود . ( 8 ) . جامه سياه كند . ( 9 ) . به . ( 10 ) . اندر نهد . ( 11 ) . كشاورزى . « بكارد و » ندارد . ( 12 ) . مولى . ( 13 ) . آورد . ( 14 ) . اين كشاورز . ( 15 ) . كند . ( 16 ) . + و مزهء اهلى بردارد . ( 17 ) . + چنين . ( 18 ) . + و نيز صورت بندد كه نكارى و بزيى . ( 19 ) . « و اين نيز باشد كه چون تو بكارى » ندارد . ( 20 ) . ياران ترا كه كشته باشند غلّه نيكوتر شود . ( 21 ) . + مولى عزّ و جلّ . ( 22 ) . + چيزى . ( 23 ) . نيارد . ( 24 ) . « بر » ندارد . ( 25 ) . به ياران خود + و ترا . ( 26 ) . + بود . ( 27 ) . « مى » ندارد . ( 28 ) . + چه گفته‌اند : هركه تخم‌اى [ كذا : تخم ] مردى بكارد ، چاشت نامرادى بردارد . ( 29 ) . اند .