فرمود : « 1 » پاى « 2 » باشيد و سر مباشيد ، چه بسيار بود [
a
90 ] كه پاى « 3 » برهد و سر هلاك شود . « 4 »
هامش
( 1 ) . گفت .
( 2 ) . پايه .
( 3 ) . به جاى « پاى » ، ذنب نجات يابد و .
( 4 ) . + و خواجه ابو اسحاق بشاغرى رحمه اللّه تعالى چنين گفته است كه امام دين آنكس بود كه پيش رو آن جهان بود و تا كسى نميرد وى را به آن جهان نبرند . همچنين تا بهرهء مرد در نفس نميرد پيش روى آن جهان را نشايد و هركه را بهرهء نفس در وى مرد ، بيش غمهاى دنيا نخورد و هركه چنين شد مولى تعالى به دل خلق اندر افكند تا غم بايست لا بدّ وى بخورند بىآنكه وى طمع دارد يا تقاضا كند . همچنان چون مردهء ظاهر كه هر كه مرد ، زندگان گويند : بيا تا فلانى را ساختگى كنيم و به گور كنيم ، بىآنكه كسى ايشان را تقاضا كند . و مرده را نه از عزيزى كردن خبر بود و نه از خوارى در خاك نهادن . همچنين آنكسىكه بهرهء نفس اندر وى مرد ، مولى تعالى مر او را پيش رو دين گرداند و به دل خلق اندر افكند تا غم بايستههاى وى بخورند و وى را عزيز دارند و ليكن بدان عزيز داشتن ايشان فريفته نشود ، اگر وقتى وى را خوار دارند يا با وى جفا كنند ، دل وى خسته نشود .
يا ربّ به عزّت وحدانيت اين چه نبشتهايم توفيق دانستن و به كار بستن ارزانى دار . يا إله العالمين و يا خير الناصرين . و الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلاة على رسوله و آله أجمعين برحمتك يا أرحم الراحمين تمّت تمّ تحريرا فى شهر شعبان المعظم سنه 1022 .
يادداشت مصحح : نسخهءPدر همينجا به پايان مىرسد .