دوستتر گيرد و آگاه نشود ، چه آوردهاند كه يكى از بزرگان مر كسى را سؤال كرد كه تو سيم را دوستتر دارى يا زندگانى را ؟ گفت : زندگانى را ، چه از سيم بىزندگانى منفعت نيابم . « 1 » و شاعر « 2 » گفته است :
چيز از پى جانست ، نه جان از پى چيز * چون جان برود كجا « 3 » به كار آيد چيز
اين بزرگ گفت : همچنين است و ليكن تو سيم را از زندگانى دوستتر مىدارى و آگاه نهاى . دليل برين آن است كه اگر يك درم از مال تو كم شود در دل خويش غم آن بيابى بىتكلّف و چون روزى بگذرد و از عمر تو بكاهد هيچ غم نخورى . پس پديد آمد كه چون به نقصان مال غم بيش مىخورى [
b
69 ] از نقصان عمر ، چه مال به نزد تو دوستتر است از عمر ، چه هرچه به نزد مرد دوستتر بود به نقصان وى غم بيشتر خورد و چون بر مرد حرص چيره گردد مال را از دين دوستتر گيرد - و العياذ باللّه - يا از بهر زيادت شدن مال نقصان دين خويش روا دارد .
چه در معانى اخبار آورده است خواجه محمّد بن على « 4 » التّرمذى - رحمة اللّه عليه - كه رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - چنين فرموده است : « 5 » « لا تزال كلمة لا إله الّا اللّه تنجى هذا الخلق من عذاب اللّه - تعالى - ما لم ينزلوا المنزلة التى لا يبالون من نقصان دينهم إذا سلمت لهم دنياهم ، فإذا نزلوا تلك المنزلة و قالوا لا إله الّا اللّه يقول اللّه - عزّ و جلّ - كذّبتم لستم من أهله » . رسول - صلى اللّه عليه و سلم - فرمود « 6 » كه گفتار « لا إله الّا اللّه محمد رسول اللّه » خلق را از عذاب خداوند « 7 » برهاند تا آنگاهى كه بدانجاى برسند كه از بهر زيادت شدن دنيا نقصان دين خويش « 8 » روا دارند . چون چنين گشتند و به زبان گويند « لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه » مولى عزّ و جلّ چنين فرمايد كه دروغ مىگوييد . « 9 » و معنى دروغ گفتن آن بود كه در دل شما اين « 10 » نيست [
a
70 ] ، چه هركه به زبان چيزى گويد كه در دلش حقيقت آن نبود اگر چند آن سخن راست بود وى را حكم دروغ زنان بود اما از جملهء منافقان بود . دليل
هامش
( 1 ) . برنتوانم داشتن .
( 2 ) . و يكى از شاعران .
( 3 ) . كى .
( 4 ) . حكيم .
( 5 ) . گفت .
( 6 ) . مىفرمايد .
( 7 ) . خداى تعالى + مىرهاند .
( 8 ) . خود .
( 9 ) . مىگويند .
( 10 ) . آن هيچ .