گفتهاند كه حكيمان جادوان بحقاند و معنى آن است كه « 1 » ايشان آفتهاى دنيا « 2 » ظاهر توانند كردن به نزد خلق تا دنيا « 3 » بر دل خردمندان سرد شود ، « 4 » چه تا دنيا بر دل سرد نشود آخرت بر « 5 » دل گرم نشود ، چه رغبت هر دو در يك دل جمع نشود در يك حال ، چه خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - چنين گفته است كه هركه را رغبت وى بدين جهان گشت آن جهان را دست بازدارد . دليل برين سخن آن است كه « 6 » مولى عزّ و جلّ خبر داده است :
« كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ »
[ القيامة / 19 - 20 ] . مولى عزّ و جلّ قسم ياد كرد كه شما كافرانايد اين جهان را دوست مىداريد و آن جهان را مىبمانيد . پس پديد آمد كه هر كه اين جهان را دوست دارد ، آن جهان را بماند [
a
67 ] و اين به حقّ كافران ظاهر است و ليكن به حقّ مؤمنان بيان بايد كردن . چه كس بود كه دنيا را دوست دارد و هم به ورزش اسباب آن جهان حريص بود يعنى به طاعتها و چنين پندارد كه هر دو جهان را دوست مىدارم بدان سبب « 7 » كه خويشتن را به ورزش اسباب هر دو جهان حريص بيند و آن درست نبود ، چه هركه را دوستى اين جهان بر دل « 8 » چيره گشت ، ورزش وى مر اسباب آن جهان « 9 » را همه از بهر اين جهان بود ، چه همت خويش « 10 » همه اين يابد كه طاعت كنم تا بود كه مولى عزّ و جلّ تندرستى و حشمت و فراخدستى را بر من نگاه دارد ، همچنانكه كسى را دوستى آن جهان چيره گردد ، هرچند كسب كند و به اسباب دنيايى مشغول باشد ، همّت خويش را از آن رسيدن بدان جهان يابد . و زهادت آن نبود كه دست از كسب بازدارد و با خلق نياميزد ، چه رسولان و پيغامبران « 11 » كسب كردهاند و با خلق آميخته .
و ليكن « 12 » به روزگار پيشين « 13 » زاهدى بود كه تنها باشيدى و خلق را روى ننمودى .
خواجه حاتم - رحمة اللّه - سه « 14 » ماه مىرفت به زيارت وى « 15 » ، [
b
67 ] نمىتوانست ديدن .
از بعد سه ماه اين زاهد به خواب ديد كه فردا كسى آيد به زيارت تو « 16 » وى را به نزديك
هامش
( 1 ) . بر معنى آنكه .
( 2 ) . + را كه [ در ] باطن است .
( 3 ) . + را .
( 4 ) . كنند .
( 5 ) . در .
( 6 ) . دليل بر آنكه .
( 7 ) . ندارد .
( 8 ) . + وى .
( 9 ) . جهانى .
( 10 ) . خويشتن را چنين بايد .
( 11 ) . « رسولان و » ندارد ، پيغامبران خداوند تعالى .
( 12 ) . + زهادت آن بود كه دل به كسب و به مخلوقان اندر نبندند ، چه در سخنان خواجه حاتم - رحمه اللّه تعالى - چنين آورده است كه .
( 13 ) . وى .
( 14 ) . قريب + سه .
( 15 ) . + وى را .
( 16 ) . بعد از سه ماه اين زاهد را به خواب نمودند كه اگر كسى فردا به زيارت تو آيد .