خود راه ده و از وى پند خواه . چون خواجه حاتم - رحمه اللّه - بيامد ، زاهد راه داد وى را پيش خويش و گفت : مرا پند ده . خواجه حاتم « 1 » گفت : پيش تو « 2 » به پند گرفتن آمدهام . زاهد گفت : مرا پندى ده كه مرا در خواب چنين گفتهاند . خواجه حاتم - رحمه اللّه - گفت : مرد نيكى و ليكن در تو سه چيز است ، اين سه چيز از خويش « 3 » دور كن تا مرد تمام شوى ؛ يكى آن است كه روى مر خلق را نمىنمايى « 4 » و اين خلاف « 5 » است ، چه رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - مر خلق را روى مىنمود و با خلق مىآميخت و دوم آنكه طعام خود « 6 » را اندازه كرده و بركشيده مىخورى و اين تكلّف و كدخدايى بود ، جهد كن تا اندك خورى و ليكن بركشيده مخور ، چه وقتى بود كه آدمى را طعام بيشتر بايد « 7 » و وقتى بود كه كمتر بسنده بود « 8 » و سيم آن است كه عطاى مردمان « 9 » نمىپذيرى و اين خلاف سنّت است ، چه رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - چنين فرمود : « 10 » « لو أهدي إليّ كراع ، لقبلت ، و لو دعيت إلى ذراع لأجبت » . فرمود كه اگر كسى مرا پاچهاى « 11 » هديه آرد پذيرم و اگر كسى به يك دست گوسفند [
a
68 ] بخوانند ، « 12 » بروم . اين پندها « 13 » بداد و از پيش « 14 » وى بيرون آمد و چون بر ياران خويش « 15 » آمد اين حكايت بگفت با ايشان و مر ايشان را چنين گفت كه فايدهء شما ازين حكايت آن است كه اين مرديست « 16 » راست و وى را همّتى است به رضاى مولى تعالى قوىّ « 17 » و ليكن در « 18 » غلط افتاده بود و مىپنداشت كه خشنودى مولى عزّ و جلّ اندر آن است . « 19 » مولى عزّ و جلّ مرا بر وى فرستاد « 20 » تا او را راه صواب بنمودم . پس پديد آمد كه اگر « 21 » مثلا كسى بر سر كوهى خداپرستى « 22 » كند و همّت وى درست بود ، مولى عزّ و جلّ كسى را بگمارد تا او را راه صواب بنمايد . آنگاه خواجه حاتم - رحمة اللّه عليه - گفت : مرا دل فارغ است كه شما كه شاگردان منيد ، مشهور نشويد يعنى انگشتنماى
هامش
( 1 ) . + رحمه اللّه تعالى .
( 2 ) . من بر تو .
( 3 ) . خويشتن .
( 4 ) . مىننمايى .
( 5 ) . + سنّت .
( 6 ) . خويش .
( 7 ) .T: باد .
( 8 ) . كمتر بايد .
( 9 ) . + را .
( 10 ) . گفته است .
( 11 ) . پانچه .
( 12 ) . بخوانندم .
( 13 ) . + را .
( 14 ) . بر .
( 15 ) . خود .
( 16 ) . مردى بود .
( 17 ) . همّت وى در جنت رضاى مولى تعالى قوىّ بود .
( 18 ) . « در » ندارد .
( 19 ) . + كه وى مىرود .
( 20 ) . مرا به وى رسانيد .
( 21 ) . + بنده .
( 22 ) . خداى تعالى را .