تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
[
b
59 ] و چون كسى بينى كه هم با نيكان و هم با بدان نرمى كند « 1 » و سازگار زيد و هم با بدان در معاملت دنيايى چرب‌زبانى « 2 » كند و آسان‌كارى و هم در امر معروف و نهى منكر با ايشان در سازد ، پديد آيد « 3 » كه از وى آن مدارا نيست چه مداهنت و شگرفى « 4 » است . و مداهنت و شگرفى هر دو از نفس خيزد . مردم چنان بايد كه طبع خويش را بشناسد « 5 » كه اگر طبعش « 6 » درشت بود ، « 7 » هم جهد سوى مدارا كند و اگر طبعش بر نرم‌سانى بود ، جهد به سوى صلابت كند تا بود كه حدّ نگاه تواند داشتن . و در جمله جهد بايد كردن « 8 » كه در امر معروف به چربى كوشد « 9 » چه مولى عزّ و جلّ مر موسى و هارون را - صلوات اللّه عليهما - چون بر فرعون فرستاد ، چنين فرمود كه فرعون را سخن نرم گوييد تا مگر « 10 » بپذيرد ، چنان كه مىفرمايد : « 11 »
« فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى »
[ طه / 44 ] . چون بنده مقرّ باشد كه من به از موسى و هارون « 12 » نيم و اين كس كه او را پند مىدهم بدتر از فرعون نيست ، به چربى و نرمى كوشيدن اولى است . « 13 » چه خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - چنين فرموده « 14 » است كه در كژ رفتن با چربى عتاب است و در راست [
a
60 ] رفتن با درشتى عذاب است . و هم خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - گفته است كه در امر معروف انصاف ببايد دادن « 15 » با برادر مسلمان . به يك معصيت كه از وى ديدى « 16 » درشتى مكن « 17 » كه سى سال است كه معصيت و جفاى خويشتن مىكنى « 18 » . و اگر از راه چرب‌زبانى « 19 » در امر معروف به مداهنت و ريا اندر افتد به از آنكه « 20 » از راه صلابت به شگرفى و جفاكارى افتد ، چه خواجه حكيم - رحمة اللّه - « 21 » گفته است كه مروّت با ريا به از اخلاص با جفا . و اصل اين سخن « 22 » خبر رسول است - صلّى اللّه عليه و سلّم - : « 23 » « لان يخطئ الإمام فى العفو خير من أن
هامش
( 1 ) . نرم‌سان زيد . ( 2 ) . چرب‌سانى . ( 3 ) . آمد . ( 4 ) . « و شگرفى » ندارد . ( 5 ) .T: بشناسند . ( 6 ) . طبع او . ( 7 ) . همه . ( 8 ) . كرد . ( 9 ) . كوشى . ( 10 ) . + پند گيرد . ( 11 ) . چنانچه فرموده قوله تعالى . ( 12 ) . + عليهم السّلام . ( 13 ) . به چرب نرمى [ كذا ] بايد كوشيدن . ( 14 ) . گفته . ( 15 ) . ببايد داد . ( 16 ) . + پيش از آن . ( 17 ) . نكنى . ( 18 ) . چه كه سى سال معصيت خود مىبينى و مىكنى . ( 19 ) . چرب‌سانى . ( 20 ) . به جاى « به از آنكه » آسان‌تر از آن بود . ( 21 ) . + تعالى چنين . ( 22 ) . سخنان . ( 23 ) . + كه فرمود .