تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
گفت : شما درويشى را دوست مىداريد يا دشمن ؟ گفتند : دشمن . گفت : شما چون « 1 » با دشمن « 2 » خداى عزّ و جلّ « 3 » دوستى گرفته‌ايد « 4 » و با دوست « 5 » رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - دشمنى گرفته‌ايد ، « 6 » پند حاتم « 7 » شما را چه سود دارد ؟ گفتند : پس حيلهء ما چيست ؟ « 8 » گفت : سه چيز را پيشهء خود گيريد تا « 9 » مگر حال شما خوب شود : حسرت دينه و غنيمت امروزينه و ترس فردا . « 10 » و آورده‌اند كه مولى عزّ و جلّ « 11 » [
a
58 ] مر داود پيغامبر را - عليه السّلام - « 12 » چنين فرمود : تا بنده دوستى دنيا از دل بيرون نكند ، از دوستى من برخوردارى نيابد و تا پيش از نماز در انديشهء نماز نبود در نماز حلاوت نيابد و تا پيش از آنكه جايگاه صدقه يابد دل خود را از مال خود جدا نتواند كرد . « 13 » چون جايگاه صدقه يابد صدقه نتواند دادن و تا بنده به جامهء شق بسنده نكند از تواضع برخوردارى نيابد . « 14 »
هامش
( 1 ) . چون شما . ( 2 ) . داشتهء . ( 3 ) . تعالى . ( 4 ) . گرفتيد . ( 5 ) . + داشتهء . ( 6 ) . گرفتيد . ( 7 ) . + مر . ( 8 ) . چه بود . ( 9 ) . به جاى « پيشهء خود گيريد تا » ، فرا پيش گيرند . ( 10 ) . فردايينه . ( 11 ) . تعالى . ( 12 ) . داود را صلوات اللّه و سلامه عليه . ( 13 ) . جدا نكند . ( 14 ) . + و اللّه تعالى اعلم .