[ 10 ] فصل فى الملق
« ملق » چاپلوسى بود و رسول - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : « ليس من اخلاق المؤمن الملق » . يعنى چاپلوسى از اخلاق مؤمنان نيست . « 1 » و چاپلوسى آن بود كه چون « 2 » كسى بترسد يا به آن كس « 3 » طمع دارد به آن كس خوب زيد و چون از كسى نترسد يا به آن [
a
61 ] كس طمع ندارد با وى خوب نتواند زيستن و اين نشان نفاق بود ، چه مولى عزّ و جلّ - « 4 » خبر داده است از صفت منافقان قوله تعالى :
« فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ
« 5 »
نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ . »
الآية [ المائدة / 52 ] . مولى عزّ و جلّ مىفرمايد مر رسول را - صلى اللّه عليه و سلم - كه تو بينى « 6 » مر [ آن ] « 7 » كسان را كه اندر دلهاى ايشان بيماريست يعنى نفاق كه مىشتابند به صبحت داشتن و بر « 8 » آميختن با كافران و مىگويند يعنى منافقان كه ما « 9 » با كافران از بهر آن مىآميزيم كه مىترسيم كه نبايد وقتى كافران بر مؤمنان « 10 » دست يابند چون « 11 » با ايشان صحبت نداشته باشيم « 12 » ما را برنجانند . « 13 » مولى عزّ و جلّ خبر داد كه « 14 » مؤمنان را نصرت دهم تا منافقان پشيمان شوند از منافقى خويش . پس مؤمن را جهد بايد كردن تا از صفت منافقى دور باشد و هرچند به باطن در طمع « 15 » افتد به
هامش
( 1 ) . + يعنى از خوى مؤمنان نيست .
( 2 ) . + از .
( 3 ) . + امّيد .
( 4 ) . تعالى .
( 5 ) .T: « يسارعون فيهم يقولون » ندارد .
( 6 ) . نبينى .
( 7 ) . [ ] اضافه ازPاست .
( 8 ) . « بر » ندارد .
( 9 ) . « ما » ندارد .
( 10 ) . مسلمانان .
( 11 ) . + ما .
( 12 ) . نباشيم .
( 13 ) . نرنجانند .
( 14 ) . + من .
( 15 ) . به جاى « در طمع » ، طمعى .