تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
خلق امّا دل بدان نبندد و بينديشد كه مولى عزّ و جلّ اگر چيزى نهاده باشد بىوى به من برسد تا بر دلش زنگار نيفتد و به ظاهر جهد كند تا مر آن‌كس را نستايد به طمع نه به دروغ و نه به راست ، چه رسول [
b
61 ] - صلى اللّه عليه و سلّم - چنين فرموده « 1 » است كه « لا تكونوا عيّابين و لا مدّاحين » . فرمود : « 2 » عيب‌كننده و ستاينده مباشيد . و به خبر ديگر آمده است : أحثوا التراب فى وجوه المدّاحين » . فرمود : « 3 » خاك در روى مدّاحان يعنى ستايندگان اندازيد . و معنى اين خبر اين است « 4 » - و اللّه اعلم « 5 » - كه « 6 » كسى شما را به طمع بستايد ورا « 7 » بدان ستايش عزيز مداريد تا وى آن ستايش « 8 » به جاى ماند و بداند كه آن ستايش « 9 » به نزد شما قدرى ندارد « 10 » و دل شما بدان ستايش « 11 » بسته نشده است و جهد كند تا به تن تواضع نكند زيادت از آنكه « 12 » بوده . و همچنين چون از كسى بترسد به باطن ياد كند تا مولى عزّ و جلّ ورا به « 13 » من نگمارد وى با من هيچ نتواند كردن تا دلش به ترسيدن « 14 » بسته نشود و پليد نشود و از ترس به ظاهر نيز تواضع نكند زيادت از اندازهء آن‌كس تا خوار نشود . و بزرگان چنين گفته‌اند كه با هركسى به ظاهر چنان بايد زيستن كه به باطن باشى با آن‌كس يعنى به ظاهر دوستدارى نبايد نمودن زيادت از آنكه در باطن بود تا نفاق و چاپلوسى نبود . « 15 » يكى از بزرگان چنين گفته « 16 » است [
a
62 ] كه به روزگار پيشتر كسى بدى كه با كسى دوستى داشتى . اگر اين « 17 » را به آن « 18 » يا آن را بدين حاجت آمدى ، نيمهء مال خويش جوانمردى كردى به حقّ دوست خويش و ليكن چون يكديگر را پيش آمدندى اين « 19 » قدر پرسيدندى كه به سلامت بوده‌اى ؟ و اكنون چنان شده است كه دوستى چون « 20 » مر دوستى را بيند « 21 » گرم بپرسند تا به مثل از گربهء خانه بپرسند . و هركدام را كه بر يكديگر
هامش
( 1 ) . گفته . ( 2 ) . يعنى . ( 3 ) . گفت ( 4 ) . معنى خبر آن است . ( 5 ) . + بالصواب . ( 6 ) . + چون . ( 7 ) . وى را . ( 8 ) . « آن ستايش » ندارد . ( 9 ) . + وى را . ( 10 ) . نيست . ( 11 ) . + با وى . ( 12 ) . + اندازهء آن‌كس . ( 13 ) . وى را بر . ( 14 ) . ترس وى + تا دلش . ( 15 ) . نگردد + و . ( 16 ) . گفت . ( 17 ) . + كس . ( 18 ) . بدان . ( 19 ) . همين . ( 20 ) . « چون » ندارد . ( 21 ) . پيش آيد .