تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
به محبت برسد بندگى از وى برخيزد ، اين سخن درست هست ؟ « 1 » جواب « 2 » داد كه بنده تا در دنياست بندگى از وى برنخيزد و ليكن چون به محبّت برسد ، رنج بندگى از وى برخيزد كه آنچه بندگان ديگر با رنج كنند ، وى به « 3 » شادى و حلاوت كند . و ديگر علامت محبّت آن بود كه هركه را دوست دارد از بهر مولى تعالى دوست دارد و هركه را دشمن دارد از بهر مولى تعالى دشمن دارد و آن نهايت محبّت است . و نشان دوستى از بهر مولى تعالى آن‌چنان بايد « 4 » كه هرچند ورا « 5 » از كسى منفعت نبود بلكه « 6 » مضرّت بود ، چون داند كه اين كس دوست خدايست عزّ و جلّ « 7 » وى را دوست دارد و هرچند كه او « 8 » را از آن‌كس « 9 » منفعت بود ، چون داند كه آن‌كس بد است [
b
57 ] ورا « 10 » دشمن دارد . و آورده‌اند كه روزى خواجه حاتم بلخى « 11 » با ائمه « 12 » جايى جمع گشته بودند . ائمهء بلخ « 13 » مر حاتم را چنين گفتند كه ما را نصيحتى بكن چه مولى عزّ و جلّ « 14 » ترا حكمت داده است . گفت : نصيحت « 15 » بكنم بدان شرط كه سرّهاى خويش از من نپوشيد . گفتند : نپوشيم . گفت : دنيا دوست داشتهء مولى عزّ و جلّ « 16 » است يا دشمن داشتهء وى ؟ گفتند : دشمن داشتهء وى . گفت : شما دنيا را دوست مىداريد يا دشمن ؟ گفتند كه دوست مىداريم . « 17 » گفت : درويشى دوست داشتهء رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - است يا دشمن داشتهء وى ؟ گفتند : دوست داشتهء وى .
هامش
( 1 ) . + يانى . ( 2 ) . خواجه + جواب . ( 3 ) . با . ( 4 ) . آنجا پديد آيد . ( 5 ) . وى را . ( 6 ) . به جاى « بلكه » ، و نيز . ( 7 ) . « عزّ و جلّ » ندارد . ( 8 ) . وى . ( 9 ) . از كسى . ( 10 ) . به جاى « آن‌كس . . . ورا » ، وى دشمن خداى است . ( 11 ) . + رحمه اللّه تعالى . ( 12 ) . + بلخ . ( 13 ) . بلخيان . ( 14 ) . تعالى . ( 15 ) . « نصيحت » ندارد . ( 16 ) . تعالى . ( 17 ) . گفتند : دوست .