زيادتى از « 1 » دنيا يعنى از حشمت و فراخدستى ، وى از مولى تعالى به خشم برخاسته « 2 » بود . و خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - « 3 » گفته است كه بنده را با مولى تعالى جنگ آن بود كه مولى تعالى مر بنده « 4 » را چنان ندارد كه آرزوى وى بود و چنانكه مولى تعالى دارد ، « 5 » بسند نتواند كردن .
و خواجه ابو القاسم خطيب - رحمة اللّه عليه - « 6 » چنين گفتى كه خواجه ابو الحسن كندى - رحمة اللّه عليه - « 7 » به سمرقند آمد . « 8 » علماى آن روزگار « 9 » وى را نيك عزيز مىداشتند .
روزى وى چنين گفت « 10 » مر علما را « 11 » كه مرا به دل مىآيد كه شما را به دل آيد كه ابو الحسن مردى روستايى ، « 12 » چرا بايدى « 13 » كه پاى بر گردن [
a
41 ] همه نهد ؟ « 14 » من پاى بر گردن شما ننهادم ، « 15 » شما مرا عزيز مىداريد ، اگر خواهيد « 16 » كه پاى شما بر گردن همه بود اين نردبان كه نهادهايد ، « 17 » بنش به جايگاه است ، سرش « 18 » بگردانيد . اينكه « 19 » با مولى تعالى خصومت مىكنيد كه چرا ما را چنان نمىدارد « 20 » كه پسند ماست با تن خويش كنيد ، اين خصومت كه « 21 » چرا چنان نمىباشى كه پسند مولايست عزّ و جلّ . « 22 »
و خواجه ابو تراب نخشبى - رحمة اللّه عليه - « 23 » چنين گفته « 24 » كه « خاصّ » آن است كه با تن « 25 » خصومت كند از بهر مولى عزّ و جلّ « 26 » و « عام » آن است كه با مولى عزّ و جلّ « 27 » خصومت كند از بهر تن خويش . و همچنين آنكس كه خرد دارد با خلق چنان زيد كه از خلق چشم مىدارد و چون نتواند زيستن خصومت با تن خويش كند « 28 » نه با خلق .
و خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - « 29 » گفته است كه اگر « 30 » بنده جهد كند « 31 » چنان زيد كه
هامش
( 1 ) . « از » ندارد .
( 2 ) . خواسته .
( 3 ) . تعالى .
( 4 ) . به جاى « مولى تعالى مر بنده » ، وى .
( 5 ) . + وى .
( 6 ) . تعالى .
( 7 ) . تعالى .
( 8 ) . + و .
( 9 ) . روزگار علماى آن [ كذا ] .
( 10 ) . گفته .
( 11 ) . مر آن علماى آن روزگار را .
( 12 ) . + است .
( 13 ) . بايد .
( 14 ) . نهدى .
( 15 ) . نه نهادهام ليكن .
( 16 ) . خواهد .
( 17 ) . + و .
( 18 ) . + را .
( 19 ) . آنگاه .
( 20 ) . دارى .
( 21 ) . + ولى اين خصومت با تن خويش كنيد .
( 22 ) . مولى تعالى است .
( 23 ) . تعالى .
( 24 ) . + است .
( 25 ) . + خويش .
( 26 ) . تعالى .
( 27 ) . تعالى .
( 28 ) . با تن خويش خصومت كند .
( 29 ) . تعالى + چنين .
( 30 ) . + اين .
( 31 ) . + كه .