پس چنان بايد كه بنده در هر حالى « 1 » كه بود از « 2 » دنيايى ، گمان به مولى تعالى نيكو دارد « 3 » كه بهترى من اندرين حال بود [ و ] « 4 » ناسپاسى نكند و از فتنهء آن « 5 » به مولى عزّ و جلّ « 6 » اندخسد « 7 » تا دلش به آن حال آرام نگيرد .
و خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - « 8 » چنين گفته « 9 » كه توانگرى را بر درويشى گزيدن « 10 » فضولى است و درويشى را بر توانگرى گزيدن دعويست و از خويشتن قوّت نمودن ، و سلامت در تسليم است .
و ببايد دانستن كه هرچه پديد آيد از بنده از طاعت و خصال پسنديده آن همه از قوّت يقين و عقل خيزد و دليل بر آنكه رسول - صلّى اللّه عليه « 11 » و سلّم - چنين فرموده است كه « 12 » « الإيمان نصفان [
a
43 ] : نصف فى الشّكر ، و نصف فى الصّبر . و الإيمان كلّه اليقين . و الصّبر من الإيمان بمنزلة الرّأس من الجسد » . گفت : ايمان به دو نيمه است ، نيمهاى از وى شكر است و نيمهاى از وى صبر و همگى ايمان يقين است و صبر از ايمان چنان است كه « 13 » سر از تن . و چون يقين قوّت گيرد خوف و رجا نيز قوّت گيرد .
هامش
( 1 ) . حال .
( 2 ) . + احوال .
( 3 ) . + كه بود .
( 4 ) . در هر دو نسخه نيست .
( 5 ) . + حال .
( 6 ) . تعالى .
( 7 ) . در حاشيهءTمعنى كلمه : پناه گيرد .
( 8 ) . تعالى .
( 9 ) . گفت .
( 10 ) . برگزيدن .
( 11 ) . عليه السّلام .
( 12 ) . به جاى « فرموده است كه » ، فرمود .
( 13 ) . + چون .