تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
و « 1 » بزرگان چنين گفته‌اند كه ما را عجب آيد « 2 » از كسى كه وى از حلال پرهيز كند از بيم بيمارى و از حرام پرهيز نكند از بيم دوزخ . و اندر سخنان خواجه حكيم « 3 » دو بيت ديدم : شعر « 4 »
هرچه خورد مردم نادان خورش * خوى بدش گيرد از آن پرورش چند كه آن مرد « 5 » كلان‌تر شود * خوى بدش بار گران‌تر شود « 6 »
و خوى بد در اصل از خيرگى « 7 » نفس خيزد و چون نفس و هوا چيره گردد روح [
b
39 ] و عقل مقهور گردد « 8 » ، چه هر دو ضد يكديگرند . چون خوى بد چيره شود « 9 » خير هر دو جهان از دست مرد برود ، همچنان‌كه چون روح و عقل چيره گردد « 10 » مرد خير هر دو جهان بيابد ، « 11 » چه رسول - صلى اللّه عليه « 12 » و سلّم - گفته است : « ذهب حسن الخلق بخير الدّنيا و الآخرة » . گفت : « 13 » هركه را مولى عزّ و جلّ « 14 » خوى نيكو داد خير هر دو جهان به وى داد . اين « 15 » خبر دليل است كه هركه را خوى بد شود « 16 » هر دو جهان از وى برود . به خبر ديگر آمده است از رسول - صلى اللّه عليه و سلم - « 17 » كه چنين گفته است : « سوء الخلق يأكل الحسنات كما تأكل النّار الحطب » . خوى « 18 » بد مر « 19 » نيكوييها را همچنان خورد « 20 » كه آتش هيزم را . معنى آن بود - و اللّه اعلم - كه « 21 » نفس بر آدمى چيره بود ، هر طاعتى كه بكند نفس « 22 » از آن طاعت بهره‌اى گيرد و علامت آنكه نفس بهره گيرد آن بود كه هرچند « 23 » طاعت بيشتر كند ايمن‌تر شود و باكبرتر و با عجب‌تر . « 24 » اين آفتها طاعتهاش را ببرد . و تأويل اين خبر كه رسول - صلى اللّه عليه و سلم - گفت : « انّ فى جسد ابن آدم لمضغة
هامش
( 1 ) . كه . ( 2 ) . آمد . ( 3 ) . + رحمة اللّه تعالى . ( 4 ) . نظم . ( 5 ) . چندان‌كه مرد . ( 6 ) . خوى بدش نيز كلانتر شود . ( 7 ) . چيرگى . ( 8 ) . گردند . ( 9 ) . شد . ( 10 ) . گردند . ( 11 ) . يابد . ( 12 ) . عليه السّلام + چنين . ( 13 ) . يابد . ( 14 ) . عليه السّلام + چنين . ( 15 ) . پس + به اين . ( 16 ) . بدخوى بود + خير . ( 17 ) . عليه السّلام . ( 18 ) . عليه السّلام . ( 19 ) . « مر » ندارد . ( 20 ) . بخورد . ( 21 ) . + چون . ( 22 ) . + بيش . ( 23 ) . + كه . ( 24 ) . + شود .