و آيت قرآن « 1 » بر درستى اين خبر دليل است ؛ قوله تعالى :
« [ وَ ] عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ »
[ البقرة / 216 ] . خبر داد مولى تعالى كه كار « 2 » بود كه شما بندگان ناخوش داريد مر آن كار را و اندر آن كار خير شما بود « 3 » و كارى بود كه شما مر « 4 » آن كار را دوست داريد و اندر آن كار بد شما بود . « 5 »
و خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - « 6 » چنين گفته است كه اندرين آيت پيدا گشت كه بنده نعمت را از محنت نشناسد ، پس در هر حالى واجب بود گريختن به مولى عزّ و جلّ از فتنهء آن حال « 7 » چنانكه فرموده است ؛ قوله تعالى :
« فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ »
[ الذّاريات / 50 ] از « 8 » همه به من گريزيد .
و « 9 » عمر بن الخطّاب - رضى اللّه « 10 » عنه - چنين گفته است « 11 » كه باك ندارم كه بامداد در هر حالى كه برخيزم « 12 » در نعمت يا در محنت ، « 13 » ندانم هرآينه كه بهى من اندر كدام حال است و « 14 » با مولى عزّ و جلّ « 15 » خصومت كنم كه چرا مرا چنان نمىدارى كه آرزوى « 16 » من است ، اين غايت ابلهى بود .
[
b
42 ] و دهقان جوزين « 17 » اندرين معنى چهار بيت گفته است :
شعر « 18 »
هميشه راحت و شادى نيايد « 19 » * همه عمر از غم آزادى نيايد
گمان بردى تو بر تقدير ايزد « 20 » * به يك ذرّه به بيدادى نيايد « 21 »
چه ايزد گر ستاند يا بماند * ازو جز شكر و آزادى نيايد « 22 »
بسا محنت كه آن « 23 » از بهر شاديست * ترا بر ايزد استادى نيايد « 24 »
هامش
( 1 ) . « قرآن » ندارد .
( 2 ) . كارى .
( 3 ) . به جاى « شما بندگان . . . خير شما بود » ، شما بندگان آن را ناخوش داريد و در آن كار بهرهء شما بود .
( 4 ) . « مر » ندارد .
( 5 ) . بدآمد شما باشد .
( 6 ) . تعالى .
( 7 ) . به جاى « پس در هر حالى . . . آن حال » ، پس به حاصل به چه ماند جز آنكه در همه حال در مولى تعالى گريختن از آفت آن حال » .
( 8 ) . گفت + از .
( 9 ) . + امير المؤمنين .
( 10 ) . تعالى .
( 11 ) . گفت .
( 12 ) . + خواه .
( 13 ) . در محنت يا در نعمت .
( 14 ) . + اگر .
( 15 ) . تعالى .
( 16 ) . پسند .
( 17 ) . دهقان جوربر .
( 18 ) . « شعر » ندارد .
( 19 ) .T: نپايد ،P، نيايد .
( 20 ) . گمانى برد بر تقدير ايزد .
( 21 ) . نبايد .
( 22 ) . نبايد .
( 23 ) . او .
( 24 ) . نبايد .