قبل الخاصّة » . هرگز « 1 » عامّه تبه نشود تا خاصّ تبه نشود .
و فقيه ابو اللّيث - رحمة اللّه عليه - « 2 » چنين آورده است در تنبيه از رسول - عليه السّلام - : « 3 » چون علما « 4 » به دنيا بر حلال حريص شوند ، عام شبهتخواره شوند و چون علما « 5 » شبهتخواره شوند ، عام حرامخواره شوند و چون [
b
18 ] علما « 6 » حرامخواره شوند عام را بيم بود كه كافر شوند ، چه حرام را حلال دارند و چنين گويند اگر نشايستى « 7 » علما نكردندى . « 8 »
و آفت بعض « 9 » علماى روزگار را « 10 » از آنجا « 11 » مىافتد كه خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - « 12 » بيان كرده است در تصنيف خويش كه : يكى از بزرگان چنين گفته است كه به روزگار پيشين علما نخست عبادت آموختندى « 13 » و آنگاه به آموختن علمهاى زيادتى مشغول شدندى ، لاجرم خويشتن « 14 » خوب توانستندى زيستن و هم خلق به سبب ايشان خوب گشتندى .
و معنى اين « 15 » كه گفتهاند : « ادب النفس خير من ادب الدّرس » . يعنى ادب نفس به از ادب درس است ، آن « 16 » است كه هركه اين علمها حاصل ناكرده به ادب درس مشغول شود و احوال باطن خويش نشناسد و ادب بندگى با مولى عزّ و جلّ « 17 » نشناسد و ادب معاملت با خلق نشناسد ، ادب درس مر او را بر ندهد .
و عبد اللّه بن المبارك - رحمة اللّه عليه - « 18 » چنين گفتى كه اگر كسى شنوم كه علم اوّلين و آخرين جمع كرده است كه او « 19 » را ادب نفس نبود ، من آرزوى ديدار او « 20 » نخواهم و اگر [
a
19 ] كسى شنوم كه وى را ادب نفس بود ، « 21 » آرزوى ديدار وى خواهم هرچند با وى علمهاى زيادتى نبود و اگر نتوانم ديدن ، دريغ خورم .
هامش
( 1 ) . يعنى + .
( 2 ) . رحمه اللّه تعالى .
( 3 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 4 ) . عالمان بر .
( 5 ) . عالمان .
( 6 ) . عالمان .
( 7 ) . نشايدى .
( 8 ) . نكنندى .
( 9 ) . بعضى از .
( 10 ) . « را » ندارد .
( 11 ) . از اينجا .
( 12 ) . رحمه اللّه تعالى .
( 13 ) . + و باز عبوديت .
( 14 ) . « خويشتن » ندارد .
( 15 ) . + سخن .
( 16 ) . ادب + .
( 17 ) . مولى تعالى .
( 18 ) . رحمة اللّه تعالى .
( 19 ) . وى .
( 20 ) . وى .
( 21 ) . باشد .