تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
سه علم جويد به خداى عزّ و جلّ « 1 » برسد . و خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - « 2 » گفته است كه هر غزوى كه بناش نه بر علم است ، آن مسلمان « 3 » كشتن است و هر علمى كه بناش نه بر زهد است ، آن دنيا جستن است و هر زهدى كه بناش نه بر حكمت است ، آن عيال كشتن است . و يحيى بن معاذ الرّازى - رحمة اللّه عليه - « 4 » چنين گفته است : « اذا لم يخضع القارى للعالم و العالم للحكيم ، فقد ذهبت دولة الاسلام » . گفت : « 5 » چون قاريان « 6 » عالمان را گردن ننهند و عالمان مر حكيمان را گردن ننهند ، بدان كه دولت اسلام رفت . « 7 » مر خواجه حكيم را - رحمة اللّه عليه - « 8 » پرسيدند كه از « 9 » چيست كه به زمانهء ما قرّايان با عالمان و عالمان با قرّايان نمىسازند ؟ گفت : از ناراستى هر دو گروه ، چه اگر قرّا راست استى با عالم بسازدى تا از وى روا و نارواى شريعت آموزدى و اگر عالم راست استى با قرّا بسازدى تا از وى جهد و عبادت و طريقت آموزدى . و همين خواجه [
a
18 ] حكيم گفته است كه عالم راه داند و ليكن رفتن نتواند و قرّا راه رود و ليكن راه نداند و حكيم آن بود كه هم راه داند و هم راه رود . وهب بن الورد المكّى « 10 » چنين گفته است كه خداى تعالى عفو كند بر عالمانى كه راه صواب پيدا كنند و چون غلط روند به غلط خويش مقرّ آيند . « 11 » ليكن چون وقتى كه عالم غلط مىرود آن كار خطا « 12 » را تأويل صواب مىكند تا به چشم عامّه رسوا نشود و جاه وى باقى ماند « 13 » و خلق « 14 » به دم وى « 15 » هلاك مىشوند . و اين تأويل همان سخن است كه گفته‌اند : « 16 » « اذا زلّ العالم ، زلّ بزلّته العالم » . چون « 17 » عالم بلغزد عالمى « 18 » به دم او « 19 » بلغزد . و عبد اللّه بن المبارك - رحمة اللّه - « 20 » چنين گفته است : « و هل جاء فساد العامّة الّا من
هامش
( 1 ) . خداى تعالى . ( 2 ) . رحمه اللّه تعالى . ( 3 ) . مسلمانى . ( 4 ) . رحمه اللّه تعالى . ( 5 ) . رحمه اللّه تعالى . ( 6 ) . قرّايان مر . ( 7 ) . رفته و . ( 8 ) . رحمه اللّه تعالى . ( 9 ) . آن . ( 10 ) . الملكى . ( 11 ) . عالمان خداى تعالى از ايشان عفو كناد اگر مر خلق را راه صواب پيدا كنندى و چون وقتى غلط كنندى و به غلط خويش مقرّ آيندى ، كار خوبستى . ( 12 ) . كارهاى خطاى خويش . ( 13 ) . كم نشود . ( 14 ) . خلقى . ( 15 ) . ايشان . ( 16 ) . است . ( 17 ) . يعنى + . ( 18 ) . عالم . ( 19 ) . وى . ( 20 ) . + تعالى .