[ 4 ] [ فصل فى معرفة العلم ] « 1 »
به اوّل كتاب ياد كرده بودم كه علم حال دانستن فريضه « 2 » است و علم حال بر دو نوع است : يكى ظاهر و يكى باطن . آنكه ظاهر است آن است كه چون نماز گزاردن نمىدانى ، « 3 » بياموزى كه چگونه مىبايد گزاردن « 4 » و اگر خريد و فروخت « 5 » كردن « 6 » نمىدانى ، بياموزى . و آموختن يكى از روى شريعت است و يكى از روى معاملت كه بدانى كه بيع « 7 » چگونه بايد كردن تا روا آيد « 8 » كه بىرحمتى و بىنصيحتى اندر نيايد .
چه پدرم خواجه امام « 9 » ابو بكر القلانسى - رحمة اللّه عليه - « 10 » [
b
20 ] چنين گفتى « 11 » كه خواجه حكيم را « 12 » پرسيدند كه حلال پاك كدام است ؟ گفت : آنكه شريعت نگويد كه نشايد و حقيقت نگويد كه نبايد ، چنانكه كالايى كه قيمت وى ده درم بود به يازده درم بفروشى ، شريعت نگويد كه نشايد ، چه بيع درست بود و ليكن « 13 » حقيقت گويد كه نبايد ، چه دو خصلت در وى به حاصل آيد ، يكى بىرحمتى و ديگر بىنصيحتى . و رسول - عليه السّلام - « 14 » چنين « 15 » گفته است : « * » - « من لا يرحم لا يرحم » . خطر بود كه به شومى
هامش
( 1 ) . [ ] ازPافزوده شد .
( 2 ) . فرض .
( 3 ) . نماز خواهى كردن اگر نمىدانى .
( 4 ) . كردن .
( 5 ) . + خواهى .
( 6 ) . + اگر .
( 7 ) . + و شرى .
( 8 ) . + و يكى از روى معامله كه بيع كنى چنان .
( 9 ) . « امام » ندارد .
( 10 ) . رحمة اللّه تعالى .
( 11 ) . گفت .
( 12 ) . + رحمة اللّه تعالى .
( 13 ) .T: + « به » .
( 14 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 15 ) . « چنين » ندارد .
( * ) عبارت ما بين علامت دو ستاره * - - * « من لا يرحم . . . گفت » ندارد .