نعمت بود شكر كند و اگر در حال محنت بود صبر كند ، چه رسول [
a
15 ] - عليه السّلام - « 1 » خبر داده است و گفته : « 2 » « الإيمان نصفان : نصف فى شكر ، و نصف فى صبر » « 3 » ايمان بر « 4 » دو قسم است : يك نيمه « 5 » شكر است و يك نيمه « 6 » صبر . « 7 »
و ديگر صلابت را از شگرفى و درشتى بشناسد ، چه بسيار كس بود كه وى درشت بود و آن درشتى را صلابت پندارد .
و مدارا از مداهنت بشناسد ، چه بسيار كس بود كه مداهنت كند و آن را مدارا پندارد و مداهنت چرب رفتن بود بىحقيقت .
و « 8 » برّ را از ملق بشناسد . برّ مردمسانى بود و ملق چاپلوسى بود .
و سخاوت را از اسراف بشناسد . سخاوت جوانمردى بود و اسراف فسادكارى بود . و مولى عزّ و جلّ « 9 » مر جوانمرد را دوست دارد و فسادكار را دشمن دارد ، چنانكه مىفرمايد : « 10 »
« إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ »
[ الانعام / 141 ] .
و [ به ] « 11 » تدبير زندگانى كردن را از بخيلى بشناسد ، چه گفتهاند : « التّدبير نصف المعيشة » . بسيار كس « 12 » بخل را تدبير پندارد .
و تعفّف را از تكبّر بشناسد . تعفّف خويشتندارى بود و تكبّر بزرگمنشى ، « 13 » و مولى عزّ و جلّ « 14 » مر متكبّران « 15 » را دشمن دارد و خويشتنداران « 16 » را [
b
15 ] بستود . چنانكه فرمود : « 17 »
« يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ »
[ البقرة / 273 ] . خبر داد كه نادانان مر درويش خويشتندار را توانگر پندارند .
و تواضع را از مذلّت بشناسد ، چه تواضع فروتنى بود و مذلّت خويشتن « 18 » خوار كردن بود . و تواضع پسنديده است ، چه آمده است : « من تواضع للّه رفعه اللّه » . و به خبر ديگر
هامش
( 1 ) . صلى اللّه عليه و سلّم .
( 2 ) . خبر داد و گفت .
( 3 ) . الايمان قسمان : قسم فى الشكر ، و قسم فى الصبر .
( 4 ) . به .
( 5 ) . قسم .
( 6 ) . قسم .
( 7 ) . + است . و اين خصال به كمال ايمان بازگردد به نفس ايمان .
( 8 ) . + بايد كه .
( 9 ) . مولى تعالى .
( 10 ) . فرمود . قوله تعالى .
( 11 ) . [ ] ازPافزوده شد .
( 12 ) . [ ] ازPافزوده شد .
( 13 ) . بزرگى كردن .
( 14 ) . مولى تعالى .
( 15 ) . متكبر .
( 16 ) . خويشتندار .
( 17 ) . + قوله تعالى .
( 18 ) . + را .