بود اكرچه نيكو بود جهل و نقص باشد و علم * اكر با روش بود عزّ و شرف بود و از ان بود كه بو يزيد رض كفت كفر اهل الهمّة اشرف من اسلام اهل المنية بر اهل همّت كفران صورت نكيرد امّا اكر تقدير كنند اهل همّت با كفر كاملتر باشند از اهل منيت بايمان و جنيد مر شبلى را كفت رح الشبلىّ سكران و لو افاق من سكره لجاء منه امام ينتفع به و اندر حكايات مشهورست كى جنيد و محمّد بن مسروق و ابو العبّاس بن عطا رض مجتمع بودند قوّال بيتى * برخواند ايشان تواجد مىكردند وى ساكن مىبود كفتند ايّها الشيخ ترا ازين سماع هيچ نصيب نمىباشد وى برخواند قوله تعالى
تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ
امّا تواجد تكلّف بود اندر اتيان وجد و آن عرضه كردن انعام و شواهد حقّ بود بر دل و انديشهء اتصال و تمنّى روش مردان و كروهى اندر آن مترسّماند كه تقليد كردهاند بحركات ظاهر و ترتيب رقص و تزيين اشارت ايشان و اين حرام محض باشد و كروهى محقّقاند كه مرادشان اندر آن طلب احوال و درجت * بزركان متصوّفست نه حركات و رسوم لقوله عم
من تشبّه بقوم فهو منهم
و اين خبر ناطقست بر اباحت تواجد و از ان بود كه آن پير كفت رض هزار فرسنك به دروغ بروم تا يك قدم از ان صدق باشد و سخن اندرين باب بيش * ازين آيد امّا من برين اختصار كردم و السلم *
رقص باب الرقص
بدانك اندر شريعت و طريقت مر رقص را هيچ اصلى نيست از آنچ آن لهو بود باتّفاق همه عقلا چون بجدّ باشد و چون بهزل بود لغوى و هيچكس از مشايخ آن را نستودست و اندر آن غلو نكرده و هر اثر كه اهل حشو اندر آن