تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
جماعت ايشان را و اكر بىمراد افتاد به حكم پير باشد تا چه فرمان دهد * پس اكر درويش را در ان مرادى بوده باشد بهر نوع كه بود از راه موافقت جماعت شرط نباشد از آنچ به‌هرحال كه باشد يا بمرادى يا باضطرارى ديكران را اندرو هيچ موافقت نيست فامّا اكر مراد درويش جماعت بود يا بىمراد * درويش جدا شدست موافقت * اصحاب با يكديكر شرط باشد * بىموافقت جمله درست نيايد و چون جماعت موافقتى كردند * بر چيزى پير را نشايد كه بقوّال دهد جامهء درويشان امّا روا بود اكر محبّى از ان ايشان چيزى فدا كند و جامه به درويشان بازدهد و يا همه خرقه كنند و قسمت كنند و اكر جامه اندر حال غلبه افتاده بود مشايخ اندرين مختلفند بيشترى كويند قوّال را باشد بر موافقت قول پيغمبر عم من قتل قتيلا فله سلبه جامهء مقتول قاتل را بود و اكر بقوّال ندهند از شرط طريقت بيرون آيند و كروهى كويند * فرمان پير را باشد و اختيار اينست چنانك آنجا بمذهب بعضى از فقها جز باذن امام جامهء مقتول قاتل را ندهند اينجا جز بفرمان پير جامه بقوّال ندهند و اكر پير خواهد كه بقوّال ندهد بر وى جرح نباشد و اللّه اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب

سماع باب آداب السماع

بدانك شرط آداب سماع آنست كى تا نيايد نكنى و مر آن را