حرقت مريدان باشد و وجود تحفهء محبّان درجت محبّان بلندتر از مريدان باشد تا آرام با تحفه تمامتر باشد از حرقت اندر طلب و اين معنى كشف نكردد بجز اندر حكايتى و آن آنست كى روزى * شيخ ابا بكر شبلى رح اندر غليان حال خود به نزديك جنيد رض آمد وى را يافت اندوهكين كفت ايّها الشيخ چه بودست جنيد كفت رض من طلب وجد وى كفت لا بل من وجد طلب آنكاه مشايخ اندرين سخن * كفتند از انك يكى نشان از وجد داد و آن ديكر اشارت بوجود كرد و به نزديك من معتبر قول جنيد است رض از آنچ چون بنده بشناخت كى معبود او از جنس او نيست اندوه وى دراز كردد و اندرين سخن رفته است درين كتاب و متّفقند مشايخ رض كه سلطان علم قوىتر از سلطان وجد از آنچ چون قوّت مر سلطان وجد را باشد واجد بر محلّ خطر باشد و چون سلطان علم را بود در محلّ * امن باشد * و مراد اين جمله آنست كى اندر همه احوال بايد كه طالب متابع علم و شرع باشد چون بوجد مغلوب باشد خطاب از وى برخيزد و چون خطاب برخاست ثواب و عقاب برخيزد و چون ثواب و عقاب برخاست كرامت و اهانت برخيزد آنكاه حكم وى حكم مجانين بود نه از ان اوليا و مقرّبان و چون سلطان علم غالب باشد بر سلطان حال بنده اندر كنف اوامر و نواهى بود و اندر سراپردهء خود هميشه مشكور و باز چون سلطان حال غالب بود بر سلطان علم بنده از حدود خارج بود و از خطاب محروم اندر محلّ نقص خود امّا معذور و امّا مغرور و تعيين اين معنى قول جنيدست رض كه كفت راه دوست يا بعلم يا به روش روش كه بىعلم
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 540
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٥٤٠