تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
كفت * لعنه اللّه ابليس است و آن جمله فرزندان وى و اندرين نشستها و غنا كردن مرا دو فايده باشد يكى آنك مصيبت فراق و ايّام دولت * خود دارم و ديكر آنك پارسا مردان را از راه ببرم و اندر غلط افكنم * ابو الحارث كويد از آنكاه ارادت سماع از دلم نفى شد * و من از ان غبن عظيم تشوير زده كشتم و من كى على بن عثمان الجلّابىام از شيخ ابو العبّاس شقّانى رح شنيدم كه كفت روزى در مجمعى بودم كى كروهى سماع مىكردند ديوان ديدم برهنه اندر ميان ايشان بازى مىكردند * و من متعجّب حال ايشان مانده بودم كه در مىدميدند و ايشان بدان كرم‌تر مىشدند و كروهى ديكرند كه از خوف و خطر مريدان كه تا اندر بلا و بطالت نيفتند و بديشان تقليد نكنند و از سر توبه با سر معصيت باز نيابند و هوا اندريشان قوّت نكيرد و هوس مر عزيمت صلاح ايشان را فسخ نكند كه معرض بلا و مايهء فتنه است سماع نكردند و اندر ميان ايشان نه نشستند و از جنيد رض مىآيد كه جريرى را كفت اندر حال ابتداء توبهء وى كه اكر سلامت دين خواهى و رعايت توبه كنى اندر سماع صوفيان كى كنند منكر مشو و خود را اهل آن مدان تا جوانى و چون پير شدى مردمان را بزه‌كار مكن كروهى ديكر كفتند كه اهل سماع بر دو فرقت اندر يكى لاهى و ديكر الهى لاهى در عين فتنه باشد و از ان نترسد و الهى برياضات و مجاهدات و بانقطاع دل از مخلوقات و اعراض سرّ از مكوّنات فتنه از خود دور كرده