تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
و تاويل سلخ از ان و امروز بقيّت ايشان مشيّعهء مصر همان كويند پس مراد ذى النون رض ازين آن بوده است كه اهل تحقيق در سماع محقّق شوند و اهل هوا مؤوّل كه آن را تاويل بعيد كنند و بدان بفسق افتند و شبلى كويد رض السماع ظاهره فتنة و باطنه عبرة فمن عرف الاشارة حلّ له استماع العبرة و الّا فقد استدعى الفتنة و تعرّض للبليّة ظاهر سماع فتنه است و باطنش عبرتست آنكه اهل اشارتست مر او را سماع عبرت حلال باشد و الّا آن ديكر طلب فتنه است و تعلّق به بلا يعنى آن را كه كلّيّت دلش مستغرق حديث حقّ نيست سماع بلاى ويست و آفتكاه وى ابو على رودبارى كويد رح * در جواب سؤال مردى كه او را از سماع پرسيد ليتنا تخلّصنا منه رأسا برأس كاشكى ما ازين سماع سر بسر برهيمى از انك آدمى در كزاردن حقّ همه چيزها عاجزست و چون حقّ چيزى فوت شود بنده تقصير * خود به بيند و چون تقصير خود ديد كاشكى برهدى و يكى كويد از مشايخ رح السماع تنبيه الاسرار لما فيه من المغيّبات * پيدا كردن سرّهاست از چيزهائى كه غيبت واجب كند تا بدان پيوسته حاضر باشند بحقّ كه غيبت اسرار مر مدّعيان را نكوهيده‌ترين * اوصاف باشد از آنچ دوست بدوست اكر چه غايب بود حاضر بود كه چون غيبت آمد دوستى برخاست و شيخ من كويد رض السماع زاد المضطرّين فمن وصل استغنى عن السماع سماع