بود هرچه بشنود همه حلال باشدش و كروهى كويند از مدّعيان كى ما را سماع بر خلاف اين مىافتد كه هست و اين محال باشد از آنچ كمال ولايت آن بود كه هر چيزى چنان بينى كه هست تا ديده درست باشد و اكر بر خلاف بينى درست نيايد * نديدى كه پيغمبر عم كفت
اللّهمّ ارنا الاشياء كما هى
بار خدايا بنماى ما را هر چيزى چنانك آنست و چون ديدن درست * شد ديدن مر چيزها را آن بود كى به بينى بدان صفت كى هست پس سماع درست نيز آن بود كه بشنوى هر چيزى را چنانك هست آن چيز اندر نعت و حكم كى اندر مزامير مفتون شوند و به هوا و لهو مقرون شوند از آنست كى مى بخلاف آن بشنوند كه هست اكر بر موافقت حكم آن سماع كنندى از همه آفات آن برهندى نديدى كى اهل ضلالت كلام خداى تعالى بشنيدند و ضلالتشان بر ضلالت زيادت شد چنانك نضر بن الحارث كفت هذا اساطير الاوّلين و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح كه كاتب وحى بود كفت فتبارك اللّه احسن الخالقين و كروهى ديكر لا تدركه الابصار را دليل نفى رؤيت ساختند و كروهى ثمّ استوى على العرش را اثبات مكان و جهت و كروهى و جاء ربّك و الملك صفّا صفّا را دليل مجىء چون دلشان محلّ ضلالت بود شنيدن كلام ربّ العزّ ايشان را هيچ سود نداشت و باز * موحّدان در شعر شاعر نظر كردند آفرينندهء طبع * و را ديدند و زدايندهء خاطرش را و اندر ان اعتبار
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 526
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٥٢٦