تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
فعل را بر فاعل دليل كردند تا آن كروه اندر حقّ كمراه شدند و اين كروه اندر باطل راه يافتند آنكاه اين مكابرهء عيان باشد

فصل [ كلمات مشايخ ]

و مشايخ را رض اندرين معنى كلمات لطيفست بيش از انك جملكى آن را اين كتاب حمل * تواند كرد امّا آنچ ممكن شود اندرين فصل اثبات كنم تا فايده تمام‌تر باشد و اللّه اعلم ذى النون كويد رح السماع وارد الحقّ مزعج القلوب الى الحقّ فمن اصغى اليه بحقّ تحقّق و من اصغى اليه بنفس تزندق سماع وارد حقّست كى دلها به دو برانكيزد و بر طلب وى حريص كند هر كه آن را بحقّ شنود بحقّ راه يابد و هر كه بنفس شنود اندر زندقه افتد مراد ازين نه آنست كى بايد تا سماع علّت وصل حقّ باشد كه مراد آنست كى مستمع بحقّ معنى شنود نه صوت و دل وى محلّ وارد حقّ باشد پس چون اين معنى بدل رسيد دل را برانكيزد آنك اندر آن متابع حقّ باشد محقّق شود و آنك متابع نفس باشد محجوب باشد و تعلّق بتاويل كند آنكاه ثمرهء آن سماع كشف باشد و از ان اين سماع ستر امّا زندقه پارسى است معرّب و به زبان عجم زند تاويل باشد و بدان سبب ايشان * مر آن تفسير كتاب خود زند و پازند خوانند چون خواستند اهل لغت كى ابناء مجوس را * با بابك و افشين * نام كنند زنديق نام * كردند ايشان به حكم آنك مىكفتند كه هر كى اين مسلمانان مىكويند تاويلست كه ظاهر حكم آن را نقص كند و تنزيل دخول باشد اندر ديانت
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 527 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى