آن قطع كرده و مراد مشايخ متصوّف ازين بجز اينست از آنچ اندر اعمال فوائد بايد اباحت طلبيدن كار عوامّ باشد و محلّ مباح ستوراناند بندكان مكلّف را بايد تا از كردار فايده طلبند وقتى من بمرو بودم يكى از ائمّهء اهل حديث آنك معروفترين بود مرا كفت من اندر اباحت سماع كتابى كردهام كفتم بزرك مصيبتى كه * اندر دين پديدار آمد كه خواجه امام لهوى را كه اصل همه فقهاست حلال كرد مرا كفت تو اكر حلال نمىدارى چرا مىكنى كفتم حكم اين بر وجوهست بر يك چيز قطع نتوان كرد اكر تاثير اندر دل حلال بود * سماع حلال بود و اكر حرام حرام و اكر مباح مباح چيزى را كه حكم ظاهرش فسقست و اندر باطن حالش بر وجوهست اطلاق آن به يك چيز محال بود و اللّه اعلم بالصواب
سماع باب احكام السماع
بدانك سماع را اندر طبايع حكمهاء مختلفست همچنانك ارادت اندر دلها مختلف است و ستم باشد كه كسى مر آن را بر يك حكم قطع كند و جملهء مستمعان بر دو كونهاند يكى آنك معنى شنوند و ديكر آنك صوت و اندرين هر دو اصل فوائد بسيار ست و آفات بسيار از آنچ شنيدن اصوات خوش غليان معنى باشد كه اندر مردم مركّب بود اكر حقّ حقّ و اكر باطل بود باطل كسى را كه مايه بطبع فساد بود آنچ شنود همه فساد باشد و جملكى اين اندر حكايت داود عم بيايد كه چون حقّ تعالى * وى را خليفت كردانيد وى را صوتى خوش داد و حلق او را مزامير كردانيد