تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
شربى بود تا حقّ طلب اندر ارادت بجاى آرد و عارف را نبايد كه شرب باشد تا بدون حقّ با شرب * و راحاتى كه بنفس بازمىكردد بيارامد

الذوق

ذوق مانند شرب باشد امّا شرب جز اندر راحات مستعمل نيست و ذوق مر رنج و راحات را * نيكو آيد چنانك كسى كويد ذقت الخلاف و ذقت البلاء و ذقت الراحة همه درست آيد و باز شرب را كويند شربت بكاس الوصل و بكاس الودّ و مانند اين بسيارست * قوله تعالى
كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً *
و چون از ذوق ياد كرد كفت
ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ
جاى ديكر كفت ذوقوا مسّ سقر اينست احكام حدود الفاظ متداول ايشان كه ياد كردم و اكر به جملكى ثبت كنم كتاب مطوّل كردد و اللّه اعلم بالصواب

سماع كشف الحجاب الحادى عشر * فى السماع * و بيان انواعه

بدان اسعدك اللّه كى سبب حصول علم * حواسّ خمس است يكى سمع دويم بصر سيم ذوق چهارم شمّ پنجم لمس و خداوند تبارك و تعالى مر دل را اين پنج در بيافريده است و هر جنس علم را به يكى ازين بازبسته چون سمع را علم به اصوات و اخبار و بصر را علم بالوان و اجناس و مر ذوق را علم بحلو و مرّ و شمّ را علم بنتن و رايحه و لمس را علم به خشونت و لين و ازين پنج حواسّ چهار را در محلّ مخصوص نهاده و يكى را اندر همه اعضا شايع كردانيده كوش را محلّ سمع كردانيده و چشم را بصر و كام را ذوق و بينى را شمّ و لمس را اندر همه اندام مجال دادست از آنچ جز چشم نه بيند