تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
اللّه فى كلّ يوم مائة مرّة پس غين غليظ را توبهء به شرط بايد و مر خفيف را رجوعى صادق بحقّ و توبه بازكشتن بود از معصيت به طاعت و رجوع باز كشتن از خود بحقّ پس توبه از جرم كنند و جرم بندكان مخالفت امر بود و از ان دوستان مخالفت ارادت و جرم بندكان معصيت بود و از ان دوستان رؤيت وجود خود يكى از خطا بصواب بازكردد كويند تايبست و يكى از صواب به اصوب بازكردد كويند آيب است و اين جمله اندر باب توبه به تمامى كفته‌ام و اللّه اعلم

التلبيس

نمودن چيزى را بخلاف تحقيق آن بخلق تلبيس خوانند لقوله تعالى
وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ
و جز حقّ را تعالى اين صفت محال باشد كه كافر را بنعمت مؤمن مىنمايد و مؤمن را بنعمت كافر تا وقت اظهار حكم وى باشد اندر هر كسى و چون يكى ازين طايفه خصالى محمود را بپوشاند بصفاتى مذموم كويند تلبيس مىكند و جز * اين معانى را اين عبارت استعمال نكنند نفاق و ريا را تلبيس نخوانند هرچند كه در اصل تلبيس باشد از آنچ تلبيس جز اندر اقامت حدّ مستعمل نباشد و اللّه اعلم

الشرب

حلاوت طاعت و لذّت كرامت و راحت انس را اين طايفه شرب خوانند و هيچ‌كس * كار بىشرب نتواند كرد و چنانك شرب تن از آب باشد شرب دل از راحات و حلاوت دل باشد و شيخ من رض كفتى مريد و عارف * بايد كه از شرب ارادت و معرفت بيكانه باشد * و يكى كويد كه مريد را بايد كه از كردار خود