* از واقع اشكال خواهند اندر مسائل و چون كسى آن را جواب كويد و اشكال بردارد كويند واقع حلّ شد امّا اهل تحقيق كويند كه واقع آن بود كه حلّ بران روا نباشد و آنچ حلّ شود خاطرى بود نه واقعى كى بند اهل تحقيق اندر چيزى حقير نباشد كى هر زمان حكم آن بدل شود و از حال بكردد
الاختيار
به اختيار آن خواهند كى اختيار كند مر اختيار حقّ را بر اختيار خود يعنى بدانچ حقّ تعالى مر ايشان را اختيار كردست از خير و شرّ پسندكار باشند و اختيار كردن بنده مر اختيار حقّ را تعالى هم به اختيار حقّ بود كه اكر نه آن بود كه حقّ تعالى و را بىاختيارى اختيار كردى وى اختيار خود فرونكذاشتى و از ابو يزيد رض پرسيدند كه امير كى باشد كفت آنك و را اختيار نمانده باشد و اختيار حقّ وى را اختيار كشته باشد و از جنيد رض مىآيد كه وقتى وى را تب آمد كفت بار خدايا مرا عافيت ده به سرّش ندا آمد كه تو كيستى كه در ملك من سخن كوئى و اختيار كنى من تدبير ملك خود بهتر از تو دانم تو اختيار من اختيار كن نه خود را به اختيار خود پديدار كن و اللّه اعلم
الامتحان
بامتحان امتحان دل اوليا خواهند * بكونه كونه بلاها كه از حقّ تعالى بدان آيد از خوف و حزن و قبض و هيبت و مانند آن لقوله تعالى
أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ
* اندرين درجتى عظيم باشد
البلاء
به بلا امتحان تن دوستان خواهند بكونه كونه مشقّتها