تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
و كيفيّت اهل آن به معاينه پس علم اليقين درجهء علماست به حكم استقامتشان بر احكام امور و عين اليقين مقام عارفان به حكم استعدادشان مر مرك را و حقّ اليقين فناكاه دوستان به حكم اعراضشان از كلّ موجودات پس علم اليقين به مجاهدت و عين اليقين به موانست و حقّ اليقين به مشاهدت بود و اين يكى عامّست و ديكر خاصّ و سديكر خاصّ الخاصّ و اللّه اعلم بالصواب

علم و معرفت و من ذلك العلم و المعرفة و الفرق بينهما

علماء اصول فرق نكرده‌اند ميان علم و معرفت و هر دو را يكى كفته‌اند بجز آنك كفته‌اند شايد كه حقّ تعالى را عالم خوانند و شايد كه عارف خوانند مر عدم توفيق را امّا مشايخ اين طريقت رض علمى را كه مقرون * معاملت و حال باشد و علم آن عبارت از احوال خود كند آن را معرفت خوانند و مر عالم آن را عارف و علمى را كه از معنى مجرّد بود و از معاملت خالى آن را علم خوانند و مر عالم آن را عالم پس آنك به عبارت مجرّد و حفظ آن بىحفظ معنى عالم بود ورا عالم خوانند و آنك بمعنى و حقيقت آن چيز عالم بود و را عارف خوانند و از آنست كه چون * اين طايفه خواهند كه بر اقران خود استخفاف كنند وى را دانشمند خوانند و مر عوامّ را اين منكر آيد و مرادشان نه نكوهش بود بحصول علم كه مرادشان نكوهش * وى بود به ترك معاملت لانّ العالم قائم بنفسه و العارف قائم بربّه و اندرين معنى سخن رفتست اندر كشف حجاب المعرفة و اينجا اين مقدار كفايت باشد و اللّه اعلم

شريعت و حقيقت و من ذلك الشريعة و الحقيقة و الفرق بينهما

اين دو عبارتست مر اين قوم را كى يكى از صحّت حال ظاهر كنند و يكى از اقامت حال باطن دو كروه اندرين بغلطاند