بقاء حقّ و اندرين معنى پيش ازين اندر باب فقر و صفوت و فناء و بقا سخن رفته است و بران اختصار كردم و نيز كويند كى مراد بدين نفى اختيار بنده باشد باثبات اختيار حقّ و از ان بود كه آن موفّق كفت اختيار الحقّ لعبده مع علمه بعبده خير من اختيار عبده لنفسه مع جهله بربّه از آنچ دوستى نفى اختيار محبّ باشد باثبات اختيار محبوب و اندر حكايات يافتم كه درويشى اندر دريا غرق شد يكى كفت * اى اخى خواهى تا برهى كفت نه كفت خواهى تا غرق شوى كفت نه كفت عجب كارى نه هلاك اختيار مىكنى نه نجات * مىطلبى كفت مرا با اختيار چه كار كه اختيار كنم اختيار من آنست كى حقّ مرا اختيار كند و مشايخ اخيار كفتهاند كمترين درجه اندر دوستى نفى اختيار بود پس اختيار حقّ از ليست نفى آن ممكن نكردد و اختيار بنده عرضى نفى بران روا بود پس بايد كه اختيار عرضى را زير پاى آرد تا با اختيار ازلى بقا يابد چنانك موسى صلوات اللّه عليه چون بر كوه منبسط شد با حقّ تعالى تمنّى رؤيت كرد و باثبات اختيار خود بكفت حقّ كفت لن ترانى بارخدايا ديدار حقّ و من مستحقّ منع چرا فرمان آمد كه ديدار حقّست امّا اندر دوستى اختيار باطلست و اندرين معنى سخن بسيار آيد امّا مراد من بيش ازين * نيست كى بدانى كى مقصود قوم ازين عبارت چه چيزست و ازين جمله ذكر تفرقه و جمع و فنا و بقا
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٤٩٥