تا فرق ظاهر شد ميان آنك آورده باشند قوله تعالى
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا
و ميان آنك آمده باشد قوله تعالى
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا
پس شب وقت خلوت دوستان بود و روزكاه خدمت بندكان و لا محاله چون بنده از حدّ محدود خود اندر كذرد و را زجر كنند باز دوست را حدّ نباشد تا * به در حدّ در كذشتن مستوجب ملامت شود كه هرچه دوست كند جز پسنديدهء دوست نباشد و اللّه اعلم بالصواب
حق اليقينعين اليقينعلم اليقين و من ذلك علم اليقين و عين اليقين و حقّ اليقين و الفرق بينهم
بدانك به حكم اصول اين عبارت بود از علم و علم بىيقين بر صحّت آن معلوم خود نباشد و چون علم بحاصل آمد غيبت اندر آن چون عين باشد از آنچ مؤمنان فردا مر حقّ تعالى را ببينند هم بدين صفت بينند كى امروز مىدانند اكر * بر خلاف اين بينند يا رؤيت مصحّح نباشد فردا و يا علم درست نيايد امروز و اين هر دو طرف خلاف توحيد باشد از آنچ امروز علم خلق به دو درست باشد و فردا رؤيتشان درست پس علم يقين چون عين يقين بود و حقّ يقين چون علم يقين * و آنانك باستغراق علم كفتهاند * اندر رؤيت آن محال است كى رؤيت مر حصول علم را آلتى است چون سماع و مانند اين چون استغراق علم اندر سماع محال بود اندر رؤيت نيز محال بود پس مراد اين طايفه بدين علم اليقين علم معاملات دنياست به احكام اوامر و از عين اليقين علم به حال نزع و وقت بيرون رفتن از دنيا و از حقّ اليقين علم بكشف رؤيت اندر بهشت