تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
رفتن بجهدى نه قوله تعالى
وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ
بس قبض عبارتى بود از قبض قلوب اندر حالت حجاب و بسط عبارتيست از بسط قلوب اندر حالت كشف و اين هر دو از حقّست بىتكلّف بنده و قبض اندر روزكار عارفان چون خوف باشد اندر روزكار مريدان و بسط اندر روزكار عارفان چون رجا باشد اندر روزكار مريدان بقول اين كروه كه قبض و بسط را برين معنى حمل كنند و از مشايخ كروهى برانند كى رتبت قبض رفيع‌ترست از رتبت بسط مر دو معنى را يكى آنك ذكرش مقدّمست اندر كتاب و ديكر آنك اندر قبض كدازش و قهرست و اندر بسط نوازش و لطف و لا محاله كدازش بشريّت و قهر نفس فاضل‌تر باشد از پرورش * آن از جهت آنك آن حجاب اعظم است و كروهى برانند كه رتبت بسط رفيع‌ترست از رتبت قبض از انك تقديم ذكر آن اندر كتاب علامت تقديم فضل مؤخّرست بران از آنچ اندر عرف عرب آنست كى اندر ذكر مقدّم دارند مر چيزى را كه اندر فضل مؤخّر بود كما قال اللّه تعالى
فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ
و نيز كفت انّ اللّه يحبّ التوّابين و قوله تعالى
يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ
و نيز اندر بسط سرورست و اندر قبض ثبور و سرور عارفان جز در وصل معروف نباشد و ثبورشان جز در فصل مقصود نه پس قرار اندر محلّ وصل بهتر از قرار اندر محلّ فراق و شيخ من كفتى رح كه قبض و بسط هر دو يك معنيست كى از حقّ به بنده پيوندد كى چون آن بر دل نشان كند يا سرّ بدان مسرور شود و نفس بدان مقهور يا سرّ مقهور شود و نفس مسرور و اندر قبض قلب يكى بسط نفس وى باشد