تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
نديد تا بفاعل مكاشف شد اندر كشف شوق بر شوقش بيفزود و قلق بر قلقش زيادت شد طلب رؤيت كرد رؤيت روى نبود راى قربت كرد قربت ممكن نشد قصد وصلت كرد وصلت صورت نبست هرچند كه بر دل حكم تنزيه دوست ظاهرتر شد شوق دوست زيادت‌تر كشت نه روى اعراض بود و نه روى امكان متحيّر شد آنجا كه خلّت بود حيرت كفر نمود و اينجا كه محبّت بود وصلت شرك آمد و حيرت سرمايه شد از آنچ آنجا حيرت اندر هستى بود و آن شرك باشد و اينجا در چكونكى و اين توحيد باشد و ازين بود كه شبلى رح كفت يا دليل المتحيّرين زدنى تحيّرا از آنچ زيادت تحيّر اندر مشاهدت زيادت درجه باشد و * اندرين معنى در حكايات مشهورست كى چون بو سعيد خرّاز رض با ابراهيم سعد علوى رض بر لب دريا آن دوست خداى را بديدند پرسيدند از وى كى راه حقّ چه چيزست كفت راه بحقّ دوست يكى راه عامّ و ديكر راه خاصّ كفتند شرح كن كفت راه عوامّ آنست كى تو برانى به علّتى قبول كنى و به علّتى ردّ و راه خواصّ آنك ايشان معلّل علّت بينند نه علّت و حقيقت اين حكايات بشرح كذشته است و مراد جز اينست و اللّه اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب

قبض و بسط و من ذلك القبض و البسط و الفرق بينهما

بدانك قبض و بسط دو حالت‌اند از احوالى كى تكلّف بنده از ان ساقطست چنانك آمدنش به كسبى نباشد و
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 488 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى