تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
محلّ وحشت بود و كاه به خرّمى دلش چون جنان بود اندر نعيم مشاهدت كى هر زمان از حقّ بوقت به دو تحفهء بود و بشارتى و باز صاحب حال را اكر حجاب بليّت يا كشف نعمت بود جمله بر وى يكسان بود كه وى پيوسته اندر محلّ * حال بود پس حال صفت مراد باشد و وقت درجهء مريد يكى در راحت وقت با خود بود و يكى در فرح حال با حقّ فشتّان ما بين المنزلتين

مقام و تمكين و من ذلك المقام و التمكين و الفرق بينهما

مقام عبارتيست از اقامت طالب بر اداء حقوق مطلوب بشدّت اجتهاد و صحّت نيّت وى و هر يكى را از مريدان حقّ مقاميست كى اندر ابتداء * دركاه طلب شان را سبب آن بوده است و هرچند كه طالب از هر مقام بهره مىيابد و بر هر يكى كذرى مىكند قرارش بر يكى باشد از ان از آنچ مقام ارادت از تركيب جبلّت باشد نه روش معاملت جز آنك خداوند ما را خبر داد از قول مقدّس عزّ من قائل و ما منّا الّا له مقام معلوم پس مقام آدم توبه بود و از ان نوح زهد و از ان ابراهيم تسليم و از ان موسى انابت و از ان داود حزن و از ان عيسى رجا و از ان يحيى خوف و از ان محمّد صلوات اللّه عليهم اجمعين ذكر و هرچند كه هريك را اندر هر محلّ سرّى بود آخر رجوع‌شان باز آن مقام اصلى خود بود و من اندر مذهب حارثيان طرفى از مقامات بيان كرده‌ام و ميان حال و مقام فرقى كرده امّا اينجا ازين چاره نيست بدانك راه خداى بر سه قسمت است يكى مقام و ديكر حال و سديكر تمكين و خداى عزّ و جلّ همه انبيا را از براى بيان كردن