نكاح مباحست بر مردان و زنان و فريضه بر آنكه از حرام * نتواند پرهيزيد و سنّت مر آن را كه حقّ عيال بتواند كشيد و مشايخ اين قصّه رض كروهى كفتهاند كه اهل مر دفع شهوت را بايد و كسب مر فراغت دل را و كروهى كفتند كه مر اثبات نسل را بايد تا فرزندى باشد و چون فرزند ببود اكر پيش از پدر بشود شفيع * بود يوم القيامة و اكر پدر پيش برود دعا كوئى بماند و اندر خبرست كى عمر بن الخطّاب رض مر امّ كلثوم را دختر فاطمه بنت محمّد مصطفى صلعم * خطبه كرد از پدرش على رضى اللّه عنهم اجمعين على كفت او بس خردست و تو مردى پيرى و مرا نيّت است كه به برادرزادهء * خودش دهم عبد اللّه بن جعفر رض عمر پيغام فرستاد يا با الحسن اندر جهان زنان بسيارند بزرك و مراد من از امّ كلثوم اثبات نسل است نه دفع شهوت * لقوله عم
كلّ سبب و نسب ينقطع الّا سببى و نسبى
كنون مرا سبب هست بايدم تا نسب نيز * با آن يار باشد هر دو طرف بمتابعت وى محكم كردانيده باشم على رض * وى را به دو داد و زيد بن عمر رض از وى بيامد و قال النبىّ صلعم
تنكح النساء على اربعة على المال و الحسب و الحسن و الدين فعليكم بذات الدين فانّه ما استفاد امرؤ بعد الاسلام خيرا من زوجة مؤمنة ليسرّ بها اذا نظر اليها
فوائد و زوايد بهترين از پس اسلام زنى مؤمنهء موافقهاى باشد تا به دو انس كيرد مرد مؤمن و اندر دين بصحبت وى قوّتى باشد و اندر دنيا موانستى كه همه وحشتها در تنهائى است و همه راحتها
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 471
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٤٧١