اندر صحبت و رسول كفت عم
الشيطان مع الواحد
و به حقيقت مرد يا زن كى تنها بود قرين وى شيطان بود كه شهوت را اندر پيش دل وى مىآرايد و هيچ صحبت اندر حكم * حرمت و امان چون زناشوئى نيست اكر مجانست * و موانست و موافقت باشد و هيچ عقوبت و مشغولى چندان نه چون * نه جنس باشد پس درويش را بايد كه نخست اندر كار خود تامّل كند و آفتهاى تجريد و تزويج اندر پيش دل صورت كند تا دفع كدام آفت بر دلش سهلتر باشد متابع آن شود و در جمله در تجريد دو آفتست يكى ترك سنّتى از سنن و ديكر پروردن شهوتى در دل * و در تن و خطر افتادن اندر حرامى و تزويج را نيز دو آفتست يكى مشغولى دل به ديكرى و ديكر شغل تن از براى حظّ نفس و اصل اين مسئله به عزلت و صحبت بازكردد آنك صحبت اختيار كند با خلق و را تزويج شرط باشد و آنك عزلت جويد از خلق و را تجريد زينت بود لقوله عم
سيروا سبق المفردون
و حسن بن الحسين البصرى كويد رح نجا المخفّون و هلك المثقلون از ابراهيم خواصّ رح مىآيد كه كفت بديهى رسيدم به قصد زيارت بزركى كى آنجا بود چون به خانهء وى رفتم خانهء ديدم پاكيزه چنانك معبد اوليا بود و * اندر دو زاويهء آن خانه دو محراب ساخته * و در يك محراب پيرى نشسته و اندر ديكر يك عجوزهء پاكيزهء روشن و هر دو ضعيف كشته از عبادت بسيار بآمدن من شادى نمودند سه روز آنجا ببودم چون بازخواستمكشت پرسيدم
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 472
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٤٧٢