تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 461

مساهمون:

ص٤٦١
به نزديك وى دوست‌تر از خواب بود پس قيمت نه آن را بود كه بتكلّف بيدار * بود كه قيمت آن را بود * كى بىتكلّفش بيدار كرده‌اند چنانك رسول را خداى عزّ و جلّ بركزيد و به درجت اعلى رسانيد وى نه اندر خواب تكلّف كرد نه اندر بيدارى تا فرمان آمد قم الليل الّا قليلا و قيمت نه آن را بود كه بتكلّف بخسپد قيمت آن را بود كش بخوابانند چنانك خداى عزّ و جلّ اصحاب كهف را بركزيد و بمحلّ اعلى رسانيد و لباس كفر از كردن ايشان بر كشيد ايشان نه اندر خواب تكلّف كردند نه اندر بيدارى تا حقّ تعالى خواب بر ايشان افكند و بىاختيار ايشان مر ايشان را مىپرورد لقوله تعالى
وَ تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ وَ ذاتَ الشِّمالِ
و اين هر دو اندر حال بىاختيارى بود و چون بنده بدرجتى رسد كى اختيار وى برسد دستش از كلّ بريده كردد و همّتش از غير اعراض كند اكر بخسپد يا بيدار باشد بهر صفت كى بود عزيز * و بزركوار باشد پس شرط خواب مريد را آن باشد كى اوّل خواب خود را چون آخر عهد خود داند از معاصى توبه كند و خصمان خشنود كند و طهارتى پاكيزه كند و بر دست راست روى سوى قبله * كند و بخسپد كارهاء دنيا راست كرده و نعمت اسلام را شكر كند و شرط كند كه اكر بيدار كردد با سر معاصى نشود پس هر كه ببيدارى كار خود ساخته باشد وى را از خواب و مرك باكى نباشد و اندر حكايات مشهورست كى آن پير به نزديك آن امامى كه اندر رعايت
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 461 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى