تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
كفته‌ام امّا عجب آنست كى جنيد رض صاحب صحو بود اينجا قوّت مر سكر را كردست و همانا كه اندر آن وقت مغلوب بودست و ناطق بر زبانش وقت بودست و نيز روا باشد كه بر ضدّ اين بودست كى خواب خود عين صحو باشد و بيدارى عين سكر از آنچ خواب صفت آدميّت است و تا آدمى اندر مظلّهء اوصاف خود باشد به صحو منسوب باشد و ناخفتن صفت حقّست و چون آدمى از صفت خود فراتر شود مغلوب باشد و من ديدم كروهى از مشايخ كه خواب را بر بيدارى مى فضل نهادند بر موافقت جنيد از آنچ نمود اوليا و بزركان و * بيشترى از پيغمبران صلوات اللّه عليهم و رضى عنهم بخواب پيوسته است لقوله عم انّ اللّه يباهى بالعبد الّذى نام فى سجوده و يقول * انظروا ملائكتى الى عبدى روحه فى محلّ النجوى و بدنه على بساط العبادة خداى عزّ و جلّ مباهات كند به بندهء كه اندر سجود بخسپد كويد مر فرشتكان را بنكريد اندر آن بندهء من جانش با من اندر راز كفتن است و تنش بر بساط عبادت و قوله عم من نام على طهارة يؤذن لروحه ان يطوف بالعرش و يسجد لله تعالى هر كه بر طهارت بخسپد جان وى را دستورى دهند كه برو و عرش را طواف كن و خداوند را تعالى و تقدّس سجده كن ، و اندر حكايات يافتم كى شاه شجاع كرمانى چهل سال بيدار بود چون شبى به خفت خداوند را تعالى در خواب ديد از پس آن * هر شب بخفتى اميد آن را و اندرين معنى قيس عامرى كويد رح شعر
و انّى لأستغشى و * ما بى نعسة * لعلّ خيالا منك يلقى خياليا
و ديدم كروهى را كه بيدارى بر خواب فضل نهادند بر موافقت على بن