تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
كه ادب به نزديك ايشان طهارت دل و مراعات سرّ و وفا كردن عهد و نكاه داشتن وقت و كمتر نكريستن بخواطر پراكنده و نيكوكردارى اندر محلّ طلب و وقت حضور و مقام قرب و اين سخن جامع است و تفصيل اين در كتاب پراكنده بيايد ان‌شاءالله عزّ و جلّ

آداب صحبت باب آداب * الاقامة فى الصحبة

چون درويشى اقامت اختيار كند بدون سفر شرط ادب وى آن بود كى چون مسافرى به دو رسد به حكم حرمت به شادى * پيش وى بازآيد و وى را به حرمت قبول كند و چنان داند كه وى يكى از ان ضيف ابراهيم خليل است عم از مكرّمى با وى آن كند كى ابراهيم * كرد عم كى بىتكلّف آنچ بود وى را پيش آورد چنانك خداى عزّ و جلّ كفت فجاء بعجل سمين و نپرسد كه از كدام سوى آمدى * يا كجا مىروى و يا چه نامى مر حكم ادب را آمدن‌شان از حقّ بيند و رفتن بسوى حقّ بيند و نامشان بندهء حقّ داند آنكاه نكاه كند تا راحت وى اندر خلوت بود يا صحبت اكر اختيار وى خلوت بود جائى خالى كند و اكر * اختيار وى صحبت بود تكلّف صحبت كند به حكم انس و عشرت و چون شب سر ببالين بازنهد بايد تا مقيم دستى بر پاى وى نهد و اكر نبكذارد و كويد عادت ندارم اندرو نياويزد تا وى * كران‌بار نشود و ديكر روز كرمابه بر وى عرضه كند و به كرمابهء پاكيزه‌ترين بردش و جامهء وى را از ميزرهاى كرمابه نكاه دارد و نكذارد