جز او را نه بيند چنانك محمّد بن واسع كويد رح ما رأيت شيئا قط الّا و رأيت اللّه فيه اى بصحّة اليقين نديدم هيچچيز الّا كه حقّ تعالى را در ان بديدم شبلى كويد رح ما رأيت شيئا قط الّا اللّه يعنى بغلبات المحبّة و غليان المشاهدة پس يكى فعل بيند * و اندر ديد فعل به چشم سرّ فاعل بيند و به چشم سر * فعل و يكى را محبّت از كلّ بربايد تا همه فاعل بيند پس طريق اين استدلالى بود و از ان آن جذبى معنى آن بود كه يكى مستدلّ بود تا اثبات دلايل حقايق آن بر وى عيان كند و يكى مجذوب و ربوده باشد يعنى حقّ دلايل و حقايق وى را حجاب آيد لانّ من عرف شيئا لا يهاب غيره و من احبّ شيئا لا يطالع غيره فتركوا المنازعة مع اللّه و الاعتراض عليه فى احكامه و افعاله آنك شناسد با غير نيارامد و آنك دوست دارد غير نه بيند پس بر فعل خصومت نكند تا منازع نباشد و بر كردار اعتراض نكند تا متصرّف نباشد و خداوند تعالى از رسول صلعم و معراج وى ما را خبر داد و كفت
ما زاغ البصر و ما طغى من شدّة الشوق الى اللّه
چشم به هيچچيز باز نكرد تا آنچ ببايست بدل بديد هركاه كه محبّ چشم از موجودات فرا كند لا محالة بدل موجد را به بيند لقوله تعالى
لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
و قوله تعالى
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ
اى ابصار العيون من الشهوات و ابصار القلوب عن المخلوقات پس هر كه به مجاهدت چشم