بر دو كونه بود يكى اندر غيبت و ديكر اندر حضور * آنكه اندر مكّه در غيبت باشد چنان بود كه اندر خانهء خود از انك غيبتى از غيبتى اولاتر نيست و آنك اندر خانهء خود حاضر بود چنان بود كه به مكّه حاضر بود از انك حضرتى از حضرتى اولاتر نيست پس حجّ مجاهدتى مر كشف مشاهدت را بود و مجاهدت علّت مشاهدت نى بل كى سبب است و سبب را اندر معانى تأثيرى بيشتر نبود پس مقصود حجّ نه ديدن خانه بود كه مقصود كشف مشاهدت باشد اكنون من اندر مشاهدت بابى كه متضمّن اين معنيست بيارم تا بحصول مقصود تو متقرّب بود و باللّه التوفيق
مشاهدات باب المشاهدات
قال النبىّ عم
اجيعوا بطونكم دعوا الحرص و اعروا اجسادكم قصّروا الامل و أظمئوا اكبادكم دعوا الدنيا لعلّكم ترون اللّه بقلوبكم
و نيز كفت عم * در جواب سؤال جبرئيل از احسان كه
اعبدوا اللّه كانّك تراه فان لم تكن تراه فانّه يراك
و وحى فرستاد بداود عم
يا داود ا تدرى ما معرفتى قال لا قال حيوة القلب فى مشاهدتى
و مراد ابن طايفه از عبارت مشاهدت ديدار دل است كه بدل حقّ تعالى را مىبيند اندر خلا و ملا و ابو العبّاس عطا كويد رح از قول خداى عزّ و جلّ
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ *
بالمجاهدة
ثُمَّ اسْتَقامُوا *
على بساط المشاهدة و حقيقت مشاهدت بر دو كونه باشد يكى از صحّت يقين و ديكر از غلبهء محبّت كه چون دوست * اندر محلّ محبّت به درجهء رسيد كه كلّيّت وى همه حديث دوست كردد